مسئولیت مدیران شرکت ها در برابر شرکت، سهامداران و اشخاص ثالث
مسئولیت مدیران شرکت ها از مهمترین مباحث حقوق تجارت است؛ زیرا مدیران در جریان اداره شرکت، تصمیمهایی اتخاذ میکنند که میتواند مستقیماً بر دارایی شرکت، حقوق شرکا و سهامداران، منافع طلبکاران و حقوق اشخاصی که با شرکت معامله میکنند اثر بگذارد. ازاینرو، قانون برای مدیران صرفاً اختیار اداره شرکت را در نظر نگرفته، بلکه در برابر نحوه استفاده از این اختیارات نیز مسئولیتهایی مقرر کرده است.
با این حال، نمیتوان برای تمام مدیران شرکت ها یک قاعده واحد در نظر گرفت. نوع شرکت، حدود اختیارات مدیر، مفاد اساسنامه، مصوبات مجامع، نوع اقدام انجامشده، میزان تقصیر و شخصی که از اقدام مدیر متضرر شده است، در تعیین مسئولیت او نقش اساسی دارد.
در شرکتهای سهامی، به موجب ماده ۱۴۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، مدیران و مدیرعامل در برابر شرکت و اشخاص ثالث، در صورت تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجامع عمومی، حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول جبران خسارت خواهند بود و دادگاه حدود مسئولیت هر یک را تعیین میکند.
از سوی دیگر، صرف اینکه مدیر مرتکب یک تصمیم زیانآور شده است، لزوماً به معنای مسئولیت شخصی او در برابر تمام اشخاص نیست. برای تعیین مسئولیت باید مشخص شود اقدام مدیر در چه شرایطی انجام شده، آیا در حدود اختیارات قانونی او بوده است، تخلف یا تقصیری صورت گرفته و میان رفتار مدیر و خسارت واردشده رابطه سببیت وجود دارد یا خیر.
در این مقاله، مسئولیت مدنی و کیفری مدیران شرکتها، حدود اختیارات مدیرعامل، مسئولیت مدیران در شرکت سهامی خاص و شرکت با مسئولیت محدود، مسئولیت آنان در برابر اشخاص ثالث و شرایط مطالبه خسارت از مدیران را بهصورت تفکیکشده بررسی میکنیم.
انواع مسئولیت مدیران شرکت ها
مسئولیت مدیران شرکت ها را نمیتوان در تمام شرکتها با یک معیار واحد بررسی کرد. مسئولیت مدیر ممکن است از تخلف از قانون، اساسنامه یا تصمیمات مجامع، ورود خسارت، ارتکاب جرم یا تجاوز از حدود اختیارات قانونی ناشی شود. همچنین شخص زیاندیده و نوع شرکت در تعیین نحوه مسئولیت مدیر اهمیت دارد.
بهطور کلی، مهمترین اشکال مسئولیت مدیران شرکت ها عبارتاند از:
1.مسئولیت مدنی مدیران شرکت
مسئولیت مدنی زمانی مطرح میشود که رفتار یا تصمیم مدیر برخلاف الزامات قانونی، اساسنامه یا وظایف مدیریتی باشد و در نتیجه آن، خسارتی به شرکت، سهامداران یا در موارد مقرر به اشخاص ثالث وارد شود.
در شرکتهای سهامی، ماده ۱۴۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت یکی از مهمترین مقررات در این زمینه است. بر اساس این ماده، مدیران و مدیرعامل در برابر شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه شرکت یا مصوبات مجامع عمومی، حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول جبران خسارت خواهند بود.
بنابراین، صرف زیانده بودن یک تصمیم برای مسئول شناختن مدیر کافی نیست؛ بلکه باید حسب مورد تخلف، تقصیر، ورود خسارت و رابطه میان رفتار مدیر و خسارت ایجادشده بررسی شود.
برای مثال، اگر هیئتمدیره برخلاف مقررات قانونی یا اساسنامه، تصمیمی اتخاذ کند و این تصمیم موجب ورود خسارت مستقیم به شرکت شود، در صورت احراز شرایط قانونی، امکان مطالبه خسارت از مدیران مسئول وجود خواهد داشت.
2.مسئولیت مدیران در برابر شرکت
یکی از مهمترین موارد مسئولیت مدیر، مسئولیت او در برابر خود شرکت است.
مدیر شرکت شخصیت مستقلی از شرکت دارد و اختیارات مدیریتی خود را باید در چارچوب قانون، اساسنامه و تصمیمات مراجع صالح شرکت اعمال کند. چنانچه مدیر در انجام وظایف خود مرتکب تخلف یا تقصیر شود و از این طریق به شرکت خسارت وارد شود، ممکن است شرکت بتواند جبران خسارت را از مدیر یا مدیران مسئول مطالبه کند.
برای نمونه، اگر مدیر شرکت بدون رعایت الزامات قانونی، قراردادی را منعقد کند که به شرکت خسارت قابل انتسابی وارد کند، موضوع مسئولیت وی میتواند در چارچوب مقررات مربوط به مسئولیت مدیران بررسی شود.
3.مسئولیت مدیران در برابر سهامداران یا شرکا
سهامداران و شرکا در شرایطی ممکن است از اقدامات مدیران متضرر شوند؛ اما باید میان خسارت واردشده به خود شرکت و خسارت مستقیم واردشده به شخص سهامدار یا شریک تفاوت قائل شد.
اگر اقدام مدیر باعث کاهش ارزش دارایی شرکت شود، این خسارت در اصل متوجه شرکت است و نمیتوان هر زیان سهامدار را بهصورت خودکار خسارت مستقیم شخصی او تلقی کرد.
در مقابل، اگر رفتار مدیر مستقیماً و بهطور مستقل موجب تضییع حق قانونی یک سهامدار یا شریک شود، موضوع میتواند تحت شرایط قانونی، مبنای طرح دعوا علیه مدیر قرار گیرد.
به همین دلیل، پیش از طرح دعوای مسئولیت علیه مدیر باید مشخص شود خسارت دقیقاً به چه شخصی وارد شده و منشأ آن چه اقدامی بوده است.
4.مسئولیت مدیران در برابر اشخاص ثالث
اشخاص ثالث معمولاً طرف معامله با خود شرکت هستند، نه با مدیر بهعنوان شخص حقیقی. بنابراین، اصل بر این نیست که هر تعهدی که مدیر هنگام اداره شرکت ایجاد میکند، شخصاً بر عهده مدیر قرار گیرد.
در شرکتهای سهامی، ماده ۱۱۸ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، حدود اختیارات هیئتمدیره را در اداره امور شرکت مشخص کرده است و در عین حال، محدودیتهای مربوط به اختیارات مدیران در برابر اشخاص ثالث نیز تابع مقررات قانونی است.
ازاینرو، باید بین مسئولیت شخص حقوقی شرکت در برابر طرف قرارداد و مسئولیت شخصی مدیر در نتیجه تخلف یا تقصیر او تفاوت قائل شد.
برای مثال، اگر مدیرعامل از طرف شرکت قراردادی را در حدود اختیارات قانونی شرکت منعقد کند، اصل بر این است که آثار قرارداد متوجه شرکت باشد؛ اما اگر شرایط قانونی مسئولیت شخصی مدیر احراز شود، امکان مطالبه خسارت از مدیر نیز ممکن است مطرح شود.
5.مسئولیت کیفری مدیران
مسئولیت کیفری با مسئولیت مدنی تفاوت اساسی دارد. صرف اینکه تصمیم مدیر موجب زیان مالی شرکت شده باشد، لزوماً جرم محسوب نمیشود.
برای تحقق مسئولیت کیفری باید رفتار مدیر با عنوان مجرمانهای که قانون برای آن مجازات تعیین کرده است منطبق باشد و سایر شرایط قانونی تحقق جرم نیز وجود داشته باشد.
در مقررات مربوط به شرکتهای سهامی، قانون تجارت برای برخی تخلفات مدیران و مدیرعامل، ضمانت اجرای کیفری پیشبینی کرده است. همچنین در صورت ارتکاب جرایمی مانند جعل، خیانت در امانت، کلاهبرداری یا سایر جرایم، حسب مورد مقررات کیفری مربوط نیز قابل بررسی خواهد بود.
6.مسئولیت مشترک یا تضامنی مدیران؛در چه شرایطی؟
«مسئولیت تضامنی» را نباید بهعنوان یک قاعده عمومی درباره تمام مدیران شرکتها معرفی کرد.
در شرکتهای سهامی، مطابق ماده ۱۴۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، در صورت تحقق شرایط قانونی، مدیران و مدیرعامل ممکن است حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول جبران خسارت شناخته شوند و دادگاه حدود مسئولیت هر یک را تعیین میکند.
از سوی دیگر، مسئولیت شرکا در شرکتهایی مانند شرکت تضامنی، با مسئولیت مدیران در شرکتهای سهامی یکسان نیست. در شرکت تضامنی، اصل مسئولیت شرکا در برابر دیون شرکت تابع مقررات خاص این نوع شرکت است و نباید آن را به مسئولیت شخصی مدیران در سایر انواع شرکتها تعمیم داد.
بنابراین، برای تعیین اینکه آیا مدیر یا مدیران یک شرکت مسئولیت مشترک، شخصی یا تضامنی دارند، باید نوع شرکت و مقررات خاص حاکم بر آن بررسی شود.
تخلفات مالیاتی را نیز نباید بهصورت کلی و بدون ذکر مقرره قانونی، جرم تلقی کرد.
قوانین مالیاتی برای برخی رفتارها ضمانت اجراهای مشخصی تعیین کردهاند و در مواردی مسئولیت متوجه اشخاصی میشود که قانون آنها را مسئول انجام تکلیف مالیاتی شناخته است.
بنابراین، اگر شرکت اظهارنامه مالیاتی ارائه نکرده یا بدهی مالیاتی دارد، نمیتوان صرفاً از این موضوع نتیجه گرفت که مدیرعامل شخصاً مرتکب جرم شده است.
در هر پرونده باید مشخص شود:
- تکلیف قانونی بر عهده چه شخصی بوده است؟
- رفتار انجامشده دقیقاً چه تخلف یا جرمی محسوب میشود؟
- ضمانت اجرای قانونی آن چیست؟
- مسئولیت شرکت است یا شخص حقیقی مسئول؟
- آیا شرایط لازم برای انتساب مسئولیت کیفری به مدیر وجود دارد؟
تفاوت مسئولیت کیفری مدیر با مسئولیت کیفری شرکت
شرکت یک شخص حقوقی مستقل است، اما مسئولیت کیفری اشخاص حقیقی و مسئولیت احتمالی شخص حقوقی باید بر اساس مقررات مربوط به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی بررسی شود.
بنابراین، اگر جرمی در ارتباط با فعالیت شرکت اتفاق افتاده باشد، باید مشخص شود چه شخصی رفتار مجرمانه را انجام داده و آیا شرایط قانونی مسئولیت شخص حقوقی نیز وجود دارد یا خیر.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نمیتوان صرف ارتکاب جرم توسط یکی از کارکنان یا مدیران را بدون بررسی شرایط قانونی، بهطور خودکار به شرکت یا سایر مدیران منتسب کرد.
مجازات مدیران در صورت ارتکاب جرم
نوع مجازات مدیر، تابع عنوان مجرمانهای است که رفتار او با آن منطبق شده است. بنابراین، نمیتوان یک مجازات ثابت برای تمام جرایم مدیران شرکتها تعیین کرد.
ممکن است ضمانت اجرای قانونی یک رفتار شامل حبس، جزای نقدی، محرومیت از حقوق یا سایر مجازاتهای مقرر باشد و در برخی موارد نیز علاوه بر مجازات، مسئولیت جبران خسارت زیاندیده مطرح شود.
به همین دلیل، در پروندههای کیفری مدیران باید ابتدا عنوان دقیق جرم و ماده قانونی مربوط مشخص شود و سپس درباره مجازات آن صحبت کرد.
-
آیا هر تصمیم اشتباه مدیر جرم است؟
خیر.
یکی از مهمترین نکات در مسئولیت کیفری مدیران این است که تصمیم تجاری ناموفق را نباید با جرم یکسان دانست.
مدیر ممکن است در یک سرمایهگذاری یا معامله تصمیمی بگیرد که در نهایت برای شرکت زیانآور باشد. اگر رفتار او صرفاً یک تصمیم تجاری ناموفق باشد و عناصر جرم یا تخلف قانونی خاصی وجود نداشته باشد، نمیتوان صرف زیان ایجادشده را دلیل محکومیت کیفری دانست.
در مقابل، اگر تصمیم مدیر با سوءنیت و همراه با رفتار مجرمانهای مانند فریب، جعل، برداشت غیرمجاز یا سایر اعمال مجرمانه باشد، موضوع از حالت یک تصمیم تجاری ساده خارج خواهد شد.
-
برای شکایت کیفری از مدیر شرکت چه مدارکی لازم است؟
مدارک مورد نیاز به نوع جرم بستگی دارد، اما معمولاً اسناد زیر میتوانند در اثبات ادعا مؤثر باشند:
-اساسنامه و شرکتنامه
– آگهی تأسیس و تغییرات شرکت
– صورتجلسات هیئتمدیره و مجامع
– قراردادهای شرکت
– اسناد مالی و حسابداری
– گردش حسابهای بانکی مرتبط
– مکاتبات و پیامهای مرتبط با موضوع
– گزارش حسابرس یا کارشناس، در صورت وجود
– اسناد مربوط به معامله یا انتقال مال
– مدارک اثباتکننده رفتار مجرمانه
البته ارائه مدارک بهتنهایی به معنای اثبات جرم نیست و مرجع قضایی باید ارکان قانونی جرم و ادله موجود را بررسی کند.
نکته مهم پیش از طرح شکایت کیفری
طرح شکایت کیفری علیه مدیر شرکت صرفاً به دلیل وجود اختلاف تجاری، عدم پرداخت بدهی یا شکست یک معامله، ممکن است با نتیجه مورد انتظار شاکی همراه نباشد.
پیش از اقدام باید بررسی شود که رفتار مورد اعتراض واقعاً عنوان مجرمانه دارد یا موضوع در اصل یک اختلاف قراردادی یا دعوای حقوقی است.
تشخیص درست مسیر حقوقی یا کیفری میتواند از طرح دعاوی غیرمرتبط و صرف هزینه و زمان اضافی جلوگیری کند.این بخش را جایگزین قسمت فعلی «مسئولیت کیفری مدیران شرکت سهامی خاص»، «مسئولیت کیفری مدیران شرکت با مسئولیت محدود» و بخشهای پراکنده مربوط به جعل، کلاهبرداری و تخلفات مالیاتی میکنیم.
مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی و چک شرکت
-
یکی از مهمترین پرسشها در روابط تجاری این است که اگر یک شرکت بدهکار شود یا چک صادرشده از سوی شرکت برگشت بخورد، آیا مدیرعامل نیز شخصاً مسئول پرداخت بدهی یا وجه چک خواهد بود؟
پاسخ به این پرسش به نوع شرکت، نحوه صدور سند، شخص امضاکننده، حدود اختیار او و مبنای مسئولیت مورد ادعا بستگی دارد.
اصل مهم این است که شرکت دارای شخصیت حقوقی مستقل است و صرف داشتن سمت مدیرعامل، بهتنهایی موجب نمیشود بدهیهای شرکت به بدهی شخصی مدیرعامل تبدیل شود.
-
آیا مدیرعامل مسئول بدهیهای شرکت است؟
در حالت عادی، بدهی شرکت بر عهده خود شرکت است و طلبکار نمیتواند صرفاً به دلیل اینکه شخصی مدیرعامل شرکت بوده، تمام بدهی شرکت را از اموال شخصی او مطالبه کند.
برای مسئول شناختن مدیرعامل باید یک مبنای مستقل قانونی وجود داشته باشد؛ برای مثال، ممکن است مدیرعامل شخصاً تعهدی را بر عهده گرفته باشد یا رفتار او شرایط مسئولیت مدنی یا کیفری را ایجاد کرده باشد.
بنابراین، میان این دو وضعیت باید تفاوت گذاشت:
بدهی شرکت به طلبکار
و
مسئولیت شخصی مدیرعامل در نتیجه یک تعهد یا رفتار مستقل.
این تفکیک در زمان طرح دعوا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا صرف درج نام مدیرعامل در روزنامه رسمی یا داشتن امضای مجاز شرکت، بهتنهایی دلیل کافی برای مسئولیت شخصی او نسبت به تمام بدهیهای شرکت نیست.
-
آیا مدیرعامل بابت چک شرکت مسئول است؟
در مورد چک شرکت نیز باید میان تعهد شرکت بهعنوان صادرکننده چک و مسئولیت شخص امضاکننده تفاوت قائل شد.
اگر چک از حساب شرکت و به نام شرکت صادر شده باشد، اصل تعهد مربوط به شخص حقوقی صادرکننده است. مدیرعامل یا عضو هیئتمدیره صرفاً به دلیل داشتن سمت مدیریتی، بهطور خودکار بدهکار شخصی وجه چک نمیشود.
با این حال، قانون صدور چک برای چکهای صادرشده از طرف اشخاص حقوقی، درباره مسئولیت اشخاصی که چک را صادر یا امضا کردهاند مقررات خاصی دارد. بنابراین، در پرونده چک شرکت باید علاوه بر نام شرکت، شخص یا اشخاص امضاکننده و شرایط صدور چک نیز بررسی شود.
-
اگر مدیرعامل چک شرکت را امضا کرده باشد چه میشود؟
امضای چک توسط مدیرعامل به این معنا نیست که وی الزاماً با امضای خود، بدهی شرکت را به بدهی شخصی تبدیل کرده است.
باید مشخص شود امضا در چه سمتی انجام شده و چک به نمایندگی از چه شخصی صادر شده است.
برای مثال، اگر مدیرعامل مطابق اختیارات خود چکی را از حساب شرکت و در ارتباط با تعهد شرکت امضا کند، اصل بر این است که چک مربوط به تعهد شرکت است؛ نه اینکه مدیرعامل شخصاً جایگزین شرکت بهعنوان بدهکار اصلی شود.
اما اگر مدیرعامل علاوه بر امضای چک، شخصاً ضمانت پرداخت را پذیرفته باشد یا تعهد مستقلی ایجاد کرده باشد، وضعیت حقوقی متفاوت خواهد بود و مسئولیت شخصی او باید بر اساس همان تعهد بررسی شود.
-
آیا مدیرعامل بابت چک برگشتی شرکت جلب میشود؟
صرف برگشت خوردن چک شرکت به این معنا نیست که مدیرعامل بهطور خودکار جلب خواهد شد.
مسئولیت کیفری ناشی از صدور چک و امکان تعقیب کیفری شخص امضاکننده تابع مقررات قانون صدور چک و شرایط مقرر در آن است.
بنابراین، برای بررسی مسئولیت کیفری باید مواردی مانند:
- شخص صادرکننده و امضاکننده چک؛
- نحوه صدور چک؛
- سمت شخص امضاکننده؛
- تاریخ و شرایط چک؛
- علت برگشت؛
- وجود یا عدم وجود شرایط تعقیب کیفری؛
- و اقدامات انجامشده از سوی دارنده چک
بررسی شود.
مسئولیت کیفری چک شرکت
در خصوص چک صادرشده از طرف شرکت، باید مسئولیت کیفری را از مسئولیت حقوقی و تجاری ناشی از خود چک تفکیک کرد.
ممکن است دارنده چک بتواند وجه آن را از صادرکننده یا مسئولان قانونی مربوط مطالبه کند، اما این موضوع الزاماً به معنای تحقق جرم و محکومیت کیفری مدیرعامل نیست.
در پروندههای کیفری چک، شرایط قانونی صدور و عدم پرداخت چک و همچنین وضعیت شخصی که چک را امضا کرده است اهمیت اساسی دارد.
-
آیا طلبکار میتواند اموال شخصی مدیرعامل را توقیف کند؟
صرف بدهکار بودن شرکت، مجوز توقیف اموال شخصی مدیرعامل نیست.
برای توقیف اموال شخصی مدیرعامل باید ابتدا مسئولیت شخصی او نسبت به آن دین یا محکومیت احراز شده باشد یا مبنای قانونی دیگری برای توقیف وجود داشته باشد.
به همین دلیل، اگر شرکت محکوم به پرداخت مبلغی شود، نمیتوان صرفاً به دلیل مدیرعامل بودن یک شخص، اموال شخصی او را متعلق به بدهی شرکت دانست.
-
اگر مدیرعامل ضامن چک شرکت شده باشد چه میشود؟
وضعیت زمانی متفاوت است که مدیرعامل علاوه بر امضای چک به نمایندگی از شرکت، شخصاً ضمانت یا تعهد مستقلی نسبت به پرداخت وجه چک بر عهده گرفته باشد.
در چنین شرایطی باید متن سند، نحوه امضا، عبارتهای درجشده در قرارداد یا پشت چک و قصد و تعهد شخص بررسی شود.
بنابراین؛وجود امضای مدیرعامل روی چک بهتنهایی پاسخ کامل به سؤال «آیا مدیرعامل ضامن است؟» نیست.
-
اگر مدیرعامل بعد از صدور چک از شرکت خارج شود چه میشود؟
خروج مدیرعامل از شرکت یا تغییر سمت او پس از صدور چک، بهخودیخود موجب از بین رفتن تعهدات ایجادشده یا تغییر وضعیت مسئولیت اشخاص نمیشود.
برای بررسی مسئولیت، باید زمان صدور چک، سمت شخص در آن زمان، نحوه امضای چک و سایر شرایط قانونی بررسی شود.
همچنین تغییر مدیرعامل پس از صدور چک، تعهد خود شرکت را نسبت به بدهی ایجادشده از بین نمیبرد.
-
آیا مدیرعامل شرکت ورشکسته مسئول بدهی شرکت است؟
ورشکستگی شرکت نیز بهتنهایی به این معنا نیست که مدیرعامل شخصاً مسئول تمام بدهیهای شرکت خواهد بود.
در صورت ورشکستگی، دارایی و دیون شرکت بر اساس مقررات مربوط به ورشکستگی و تصفیه بررسی میشود. با این حال، اگر مدیران در شرایطی مرتکب اعمالی شده باشند که قانون برای آن مسئولیت مدنی یا کیفری مقرر کرده است، مسئولیت شخصی آنان میتواند جداگانه مطرح شود.
بنابراین، میان ورشکستگی شرکت و مسئولیت شخصی مدیر نباید وحدت ایجاد کرد.
-
برای طرح دعوا علیه مدیرعامل چه مواردی باید بررسی شود؟
اگر طلبکار قصد دارد علاوه بر شرکت، مدیرعامل را نیز مسئول بداند، بهتر است پیش از طرح دعوا این موارد بررسی شود:
- بدهکار اصلی چه شخصی است؟
- قرارداد یا سند به نام شرکت منعقد شده یا مدیرعامل شخصاً متعهد شده است؟
- چک از حساب شرکت صادر شده یا حساب شخصی مدیر؟
- مدیرعامل با چه سمتی سند را امضا کرده است؟
- آیا مدیرعامل شخصاً ضمانت یا تعهد مستقلی داده است؟
- آیا رفتار مدیرعامل موجب ایجاد مسئولیت مستقل قانونی شده است؟
- آیا موضوع صرفاً یک مطالبه حقوقی است یا شرایط مسئولیت کیفری نیز وجود دارد؟
- برای طرح دعوا علیه مدیرعامل، چه دلیل و مستندی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها تعیین میکند که دعوا باید صرفاً علیه شرکت مطرح شود یا امکان طرح دعوا علیه مدیرعامل نیز وجود دارد.
نکته مهم درباره امضای مجاز شرکت
«امضای مجاز» به این معنا نیست که دارنده امضا شخصاً بدهکار تمام تعهداتی است که به نمایندگی از شرکت امضا میکند.
امضای مجاز در اصل نشاندهنده اختیار شخص برای امضای اسناد به نمایندگی از شرکت است. بنابراین، باید میان نمایندگی از شرکت و تعهد شخصی امضاکننده تفاوت گذاشت.
این موضوع در دعاوی مربوط به چک، قراردادها، ضمانتنامهها و سایر اسناد تجاری اهمیت زیادی دارد.
جمع بندی
مدیرعامل شرکت اصولاً ضامن تمام بدهیهای شرکت نیست و صرف داشتن سمت مدیریتی، مسئولیت شخصی او را نسبت به دیون شرکت ایجاد نمیکند.
در خصوص چک شرکت نیز باید میان تعهد شرکت، مسئولیت امضاکننده و هرگونه تعهد یا ضمانت شخصی مدیرعامل تفکیک شود. همچنین برای انتساب مسئولیت کیفری، وجود شرایط قانونی جرم ضروری است و صرف برگشت خوردن چک شرکت، بهتنهایی به معنای مجرم بودن یا جلب مدیرعامل نیست.
به همین دلیل، پیش از طرح دعوا علیه مدیرعامل، باید اسناد شرکت، نحوه امضا، سمت امضاکننده، قرارداد پایه، متن هرگونه ضمانت و مقررات قانونی مربوط به همان سند بهصورت دقیق بررسی شود.
وظایف مدیر عامل در قانون تجارت
مدیرعامل یکی از مهمترین اشخاص در ساختار اجرایی شرکت سهامی است و نقش او با هیئتمدیره تفاوت دارد. هیئتمدیره مسئول اداره و تصمیمگیری در حدود اختیارات قانونی خود است، در حالی که مدیرعامل در حدود اختیاراتی که به او تفویض شده، امور اجرایی شرکت را انجام داده و نماینده شرکت محسوب میشود.
در قانون تجارت، بهویژه مقررات لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، وظایف و اختیارات مدیرعامل در ارتباط با تصمیمات هیئتمدیره، اساسنامه و مقررات قانونی تعیین میشود. بنابراین، نمیتوان تمام اختیارات مدیرعامل را بدون توجه به مصوبات هیئتمدیره و اساسنامه شرکت، مطلق و نامحدود دانست.
1.اجرای تصمیمات هیئت مدیره
یکی از مهمترین وظایف مدیرعامل، اجرای تصمیمات و سیاستهایی است که در حدود صلاحیت، توسط هیئتمدیره شرکت اتخاذ شده است.
مدیرعامل در جایگاه اجرایی شرکت باید تصمیمات قانونی هیئتمدیره را پیگیری و اجرا کند و اقدامات لازم برای اداره امور شرکت را در چارچوب اختیارات خود انجام دهد.
البته مدیرعامل موظف نیست تصمیمی را که آشکارا برخلاف قانون است صرفاً به دلیل تصویب هیئتمدیره اجرا کند. حدود مسئولیت مدیرعامل در هر مورد به ماهیت تصمیم، حدود اختیار او و مقررات قانونی مربوط بستگی دارد.
2.نمایندگی شرکت در حدود اختیارات
مطابق ماده ۱۲۵ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، مدیرعامل شرکت در حدود اختیاراتی که توسط هیئتمدیره به او تفویض شده است، نماینده شرکت محسوب میشود و از طرف شرکت حق امضا دارد.
بنابراین، نمایندگی مدیرعامل باید در چارچوب اختیارات قانونی و تفویضشده بررسی شود.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا امضای مدیرعامل به نمایندگی از شرکت، لزوماً به معنای تعهد شخصی او نیست. در یک قرارداد یا سند تجاری باید مشخص شود مدیرعامل به نام و حساب شرکت اقدام کرده یا شخصاً تعهدی را پذیرفته است.
3.اداره امور اجرایی شرکت
مدیرعامل معمولاً مسئول هدایت امور اجرایی شرکت در محدوده اختیارات خود است.
این امور میتواند شامل اجرای قراردادها، پیگیری فعالیتهای تجاری، مدیریت عملیات روزمره، هماهنگی واحدهای شرکت و انجام اقداماتی باشد که برای اجرای تصمیمات قانونی شرکت ضرورت دارد.
البته گستره واقعی وظایف مدیرعامل ممکن است با توجه به موضوع فعالیت شرکت، اساسنامه و تصمیمات هیئتمدیره متفاوت باشد.
4.رعایت حدود اختیارات
یکی از مهمترین تکالیف مدیرعامل، رعایت حدود اختیاراتی است که قانون، اساسنامه و هیئتمدیره برای او تعیین کردهاند.
مدیرعامل نباید صرفاً به دلیل داشتن سمت مدیریتی، خود را دارای اختیار نامحدود برای انجام معاملات و ایجاد تعهد برای شرکت بداند.
اگر مدیرعامل خارج از حدود اختیارات خود اقدام کند، باید آثار حقوقی آن اقدام و مسئولیت احتمالی او با توجه به مقررات مربوط بررسی شود.
بنابراین، پیش از ارزیابی مسئولیت مدیرعامل، بررسی آخرین آگهی تغییرات شرکت، اساسنامه و مصوبات هیئتمدیره اهمیت زیادی دارد.
5.رعایت مقررات قانونی و اساسنامه شرکت
مدیرعامل هنگام انجام وظایف خود باید مقررات قانونی حاکم بر شرکت و مفاد اساسنامه را رعایت کند.
برای مثال، اگر انجام یک اقدام خاص در صلاحیت هیئتمدیره یا مجمع عمومی باشد، مدیرعامل نمیتواند صرفاً با استناد به سمت خود آن اقدام را بهطور مستقل انجام دهد.
در چنین مواردی، باید ابتدا مشخص شود تصمیم موردنظر در صلاحیت کدام رکن شرکت قرار دارد.
6.امضای اسناد و تعهدات شرکت
مدیرعامل ممکن است در حدود اختیارات خود اسناد و قراردادهای شرکت را امضا کند.
اما نحوه امضای اسناد شرکت تابع مقررات اساسنامه و تصمیمات مراجع صالح شرکت است. به همین دلیل، برای تشخیص اینکه یک سند بهدرستی از طرف شرکت امضا شده است یا خیر، باید به آخرین آگهی صاحبان امضای مجاز و مقررات شرکت توجه کرد.
این موضوع در قراردادها، چکها، سفتهها، ضمانتنامهها و سایر اسناد تجاری اهمیت ویژهای دارد.
7.ارائه اطلاعات و گزارش های موردنیاز
مدیرعامل در جریان اداره شرکت ممکن است موظف باشد اطلاعات و گزارشهای لازم را در اختیار هیئتمدیره یا سایر مراجع قانونی شرکت قرار دهد.
این وظیفه باید با توجه به مقررات خاص هر موضوع بررسی شود. به همین دلیل، نمیتوان گفت هر نوع گزارش مالی یا قانونی الزاماً شخصاً بر عهده مدیرعامل است؛ زیرا در برخی موارد قانون، تکالیف مشخصی را بر عهده هیئتمدیره، حسابرس یا بازرس شرکت قرار داده است.
بنابراین، باید از نسبت دادن تکالیف قانونی سایر ارکان شرکت به مدیرعامل بدون بررسی مقرره مربوط خودداری کرد.
8.رعایت منافع و مصالح شرکت
مدیرعامل باید اختیارات خود را برای اداره شرکت و در راستای اهداف قانونی آن به کار گیرد و از استفاده شخصی و خارج از چارچوب قانونی از امکانات و داراییهای شرکت خودداری کند.
در صورتی که مدیرعامل از موقعیت مدیریتی خود برای تحصیل منفعت شخصی استفاده کند یا اقدام او موجب ورود خسارت به شرکت شود، حسب مورد ممکن است مسئولیت مدنی یا کیفری وی مطرح شود.
البته برای تعیین مسئولیت، صرف ادعای «تصمیم برخلاف منافع شرکت» کافی نیست و باید رفتار انجامشده و مبنای قانونی مسئولیت بررسی شود.
9.رعایت مقررات مربوط به معاملات شرکت
مدیرعامل در برخی معاملات شرکت ممکن است با محدودیتها و تشریفات قانونی مواجه باشد؛ بهویژه در مواردی که معامله با مدیران یا اشخاص وابسته به آنان ارتباط پیدا میکند.
در شرکتهای سهامی، معاملات مدیران با شرکت تابع مقررات خاصی است و باید شرایط قانونی مربوط به چنین معاملاتی رعایت شود.
بنابراین، مدیرعامل نباید صرفاً به دلیل اختیار امضا، هر معاملهای را بدون رعایت تشریفات قانونی انجام دهد.
10.پاسخگویی در برابر هیئت مدیره
مدیرعامل در ساختار شرکت سهامی، شخصی مستقل از هیئتمدیره نیست که بدون نظارت و پاسخگویی فعالیت کند.
هیئتمدیره مدیرعامل را انتخاب میکند، حدود اختیارات او را تعیین میکند و در چارچوب مقررات قانونی بر عملکرد وی نظارت دارد.
به همین دلیل، مدیرعامل باید در حدود وظایف و اختیارات خود نسبت به عملکرد اجرایی شرکت پاسخگو باشد و اقدامات او میتواند در چارچوب مقررات قانونی و تصمیمات هیئتمدیره مورد بررسی قرار گیرد.
تفاوت وظایف مدیرعامل با وظایف هیئتمدیره
یکی از اشتباهات رایج در مباحث حقوق شرکتها، یکی دانستن وظایف هیئتمدیره و مدیرعامل است.
هیئتمدیره رکن تصمیمگیرنده شرکت در حدود صلاحیت قانونی خود است، در حالی که مدیرعامل وظایف اجرایی را در حدود اختیارات تفویضشده انجام میدهد.
برای مثال، انتخاب مدیرعامل در صلاحیت هیئتمدیره است و هیئتمدیره باید حدود اختیارات او را تعیین کند؛ در مقابل، مدیرعامل در محدوده اختیاراتی که به او تفویض شده، نماینده شرکت محسوب میشود.
بنابراین، برای تعیین اینکه مسئولیت یک اقدام متوجه هیئتمدیره است یا مدیرعامل یا هر دو، باید نقش هر شخص در تصمیم و اجرای آن بررسی شود.
-
آیا مدیرعامل میتواند هر قراردادی را به نام شرکت امضا کند؟
خیر،داشتن عنوان مدیرعامل به معنای داشتن اختیار نامحدود برای امضای هر قرارداد نیست.
مدیرعامل باید در حدود اختیاراتی که از سوی هیئتمدیره به او تفویض شده و با رعایت قانون و اساسنامه شرکت اقدام کند.
از طرف دیگر، آثار اقدام مدیرعامل در برابر اشخاص ثالث نیز باید با توجه به مقررات شرکتهای سهامی و شرایط معامله بررسی شود و نمیتوان صرفاً از عنوان «خارج شدن از حدود اختیار» نتیجه گرفت که قرارداد در برابر شخص ثالث هیچ اثری ندارد.
-
آیا مدیرعامل در برابر تمام تصمیمات شرکت مسئول است؟
خیر،مدیرعامل مسئول تمام تصمیمات شرکت بهصورت خودکار نیست.
اگر تصمیمی توسط هیئتمدیره اتخاذ شده و مدیرعامل صرفاً در حدود وظایف خود آن را اجرا کرده باشد، مسئولیت هر شخص باید با توجه به نقش واقعی او در تصمیم و اجرای آن بررسی شود.
همچنین اگر مدیرعامل شخصاً تصمیمی گرفته یا اقدامی انجام داده باشد، باید مشخص شود آن اقدام در حدود اختیارات او بوده یا خیر و آیا شرایط قانونی مسئولیت او وجود دارد یا خیر.
جمعبندی وظایف مدیرعامل
وظایف مدیرعامل را نمیتوان صرفاً به چند مورد مانند «اجرای تصمیمات هیئتمدیره، امضای قراردادها و نظارت مالی» محدود کرد.
حدود وظایف مدیرعامل از مجموعهای از مقررات قانونی، اساسنامه شرکت، مصوبات هیئتمدیره و اختیارات تفویضشده به او مشخص میشود.
مهمترین اصل این است که مدیرعامل باید در چارچوب اختیارات قانونی خود فعالیت کند، تصمیمات و اقدامات شرکت را در حدود وظایف اجرایی خود پیگیری نماید، مقررات قانونی و اساسنامه را رعایت کند و از استفاده خارج از چارچوب از اختیارات و اموال شرکت خودداری نماید.
در صورت تخلف، مسئولیت مدیرعامل نیز باید با توجه به نوع رفتار، میزان دخالت، وجود یا عدم وجود خسارت و مقررات قانونی مربوط بهصورت موردی بررسی شود.

مسئولیت مدیران شرکتهای تعاونی
شرکتهای تعاونی علاوه بر مقررات عمومی حاکم بر اشخاص حقوقی و شرکتهای تجاری، تابع مقررات اختصاصی بخش تعاون نیز هستند. به همین دلیل، برای بررسی مسئولیت مدیران شرکت تعاونی باید علاوه بر اساسنامه و تصمیمات مجامع، مقررات قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران و سایر قوانین مرتبط نیز مورد توجه قرار گیرد.
مدیران شرکت تعاونی مسئول اداره امور شرکت در حدود اختیارات قانونی خود هستند و باید وظایف محولشده را با رعایت قانون، اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی انجام دهند.
تخلف مدیر از این تکالیف، بسته به نوع رفتار و آثار آن، ممکن است موجب مسئولیت مدنی، اداری یا کیفری شود.
مسئولیت مدنی مدیران شرکت تعاونی
اگر مدیر یا مدیران شرکت تعاونی در انجام وظایف خود مرتکب تخلف یا تقصیر شوند و در نتیجه آن خسارتی به شرکت یا اشخاص ذیحق وارد شود، امکان مطالبه خسارت بر اساس مقررات مربوط وجود خواهد داشت.
برای مثال، اگر مدیر بدون رعایت مقررات شرکت اقدام به انعقاد معاملهای کند و این اقدام موجب ورود خسارت قابل انتساب به شرکت شود، مسئولیت او باید با توجه به حدود اختیار، نحوه تصمیمگیری و مقررات قانونی بررسی شود.
البته هر تصمیم اقتصادی ناموفق مدیر، بهتنهایی دلیل مسئولیت او نیست. فعالیت تعاونی نیز مانند سایر فعالیتهای اقتصادی با ریسک همراه است و برای مسئول شناختن مدیر باید مبنای قانونی مسئولیت و رابطه میان رفتار او و خسارت اثبات شود.
مسئولیت مدیران در برابر اعضای شرکت تعاونی
اعضای تعاونی از ذینفعان اصلی فعالیت شرکت هستند و مدیران موظفاند حقوق قانونی اعضا و مقررات حاکم بر شرکت را رعایت کنند.
چنانچه مدیر برخلاف مقررات قانونی یا اساسنامه رفتار کند و این اقدام موجب تضییع حقوق قانونی اعضا شود، حسب مورد امکان پیگیری موضوع از طریق مراجع داخلی شرکت یا مراجع قضایی و قانونی وجود خواهد داشت.
برای نمونه، در مواردی مانند عدم رعایت مقررات مربوط به مجامع، ارائه اطلاعات خلاف واقع یا تصمیمگیری خارج از حدود اختیارات، باید موضوع بهصورت موردی بررسی شود.
مسئولیت مدیران در برابر اموال و وجوه تعاونی
دارایی شرکت تعاونی متعلق به شخص حقوقی شرکت است و مدیران حق ندارند اموال و وجوه شرکت را برخلاف مقررات یا برای منافع شخصی مورد استفاده قرار دهند.
استفاده غیرمجاز از اموال شرکت ممکن است علاوه بر ایجاد مسئولیت برای جبران خسارت، در صورت وجود شرایط قانونی، آثار کیفری نیز داشته باشد.
در این موارد، صرف ادعای برداشت یا استفاده غیرمجاز کافی نیست و باید نحوه دسترسی مدیر به مال، حدود اختیار وی، نحوه مصرف وجه یا مال و سایر شرایط پرونده بررسی شود.
مسئولیت کیفری مدیران شرکت تعاونی
مسئولیت کیفری مدیران شرکت تعاونی زمانی مطرح میشود که رفتار آنان با یک عنوان مجرمانه مشخص در قوانین منطبق باشد.
بنابراین، نمیتوان صرف وجود بدهی، زیان مالی یا اختلاف میان اعضا و مدیران را جرم تلقی کرد.
ممکن است رفتار مدیر در یک پرونده صرفاً موجب مسئولیت مدنی یا اداری باشد و در پروندهای دیگر، با توجه به شرایط، عنوان کیفری نیز پیدا کند.
از جمله رفتارهایی که در صورت تحقق شرایط قانونی میتوانند زمینه مسئولیت کیفری مدیر را ایجاد کنند، میتوان به جعل، استفاده از اسناد مجعول، کلاهبرداری، تصرف یا برداشت غیرمجاز از اموال و سایر جرایم عمومی اشاره کرد.
همچنین قوانین اختصاصی بخش تعاون برای برخی تخلفات و رفتارهای مرتبط با فعالیت تعاونی، مقررات و ضمانت اجراهای خاصی دارند که باید در هر پرونده بهصورت جداگانه بررسی شوند.
تخلف از اساسنامه شرکت تعاونی
اساسنامه، یکی از اسناد مهم در تعیین نحوه اداره شرکت تعاونی و حدود اختیارات ارکان آن است.
مدیران باید اقدامات خود را در چارچوب اساسنامه و مقررات قانونی انجام دهند. با این حال، صرف نقض یک ماده از اساسنامه را نمیتوان در تمام موارد جرم دانست.
اثر حقوقی تخلف از اساسنامه به ماهیت مقرره نقضشده و ضمانت اجرای قانونی آن بستگی دارد و ممکن است موجب مسئولیت مدنی، اداری یا در شرایط خاص مسئولیت کیفری شود.
-
آیا مدیر شرکت تعاونی مسئول بدهیهای شرکت است؟
خیر؛ صرف داشتن سمت مدیریتی، مدیر را شخصاً مسئول تمام بدهیهای شرکت تعاونی نمیکند.
شرکت تعاونی دارای شخصیت حقوقی مستقل است و اصولاً تعهدات شرکت بر عهده خود شرکت قرار دارد.
اما اگر مدیر شخصاً تعهدی را پذیرفته باشد یا رفتار او بهصورت مستقل موجب ایجاد مسئولیت قانونی شده باشد، وضعیت متفاوت خواهد بود.
بنابراین، در دعوای مطالبه وجه یا بدهی علیه مدیر تعاونی، باید ابتدا مشخص شود مبنای مسئولیت شخصی مدیر چیست.
مسئولیت مدیران در معاملات تعاونی
مدیران شرکت تعاونی هنگام انعقاد قراردادها و انجام معاملات باید حدود اختیارات قانونی و اساسنامهای خود را رعایت کنند.
در صورتی که معاملهای خارج از حدود اختیارات مدیر یا برخلاف مقررات الزامی انجام شده باشد، آثار حقوقی آن باید با توجه به نوع معامله، طرف قرارداد، نحوه تصویب و سایر شرایط قانونی بررسی شود.
به همین دلیل، صرف اینکه مدیر قرارداد را امضا کرده است، بهتنهایی به معنای مسئولیت شخصی او نسبت به تمام تعهدات ناشی از قرارداد نیست.
نظارت بر عملکرد مدیران تعاونی
نظارت بر عملکرد مدیران در شرکتهای تعاونی صرفاً از طریق دادگاه انجام نمیشود. ساختار قانونی شرکت تعاونی، ارکان و مراجع نظارتی مختلفی را برای کنترل عملکرد شرکت پیشبینی کرده است.
بنابراین، در صورت مشاهده تخلف، بسته به نوع موضوع ممکن است ابتدا امکان پیگیری از طریق ارکان داخلی شرکت یا مراجع نظارتی مربوط وجود داشته باشد و در مواردی نیز طرح دعوای حقوقی یا شکایت کیفری ضرورت پیدا کند.
انتخاب مسیر مناسب به ماهیت تخلف و هدف شخص متضرر بستگی دارد.
-
چه زمانی میتوان از مدیر شرکت تعاونی شکایت کرد؟
برای طرح شکایت کیفری علیه مدیر تعاونی، صرف وجود اختلاف مالی یا مدیریتی کافی نیست. ابتدا باید مشخص شود رفتار مدیر با عنوان مجرمانه مشخصی منطبق است.
برای مثال، اگر مدیر متهم به برداشت غیرمجاز از وجوه شرکت باشد، باید اسناد مالی و نحوه انتقال یا مصرف وجوه بررسی شود.
اگر موضوع جعل اسناد شرکت باشد، باید سند مورد ادعا، نحوه جعل و نقش شخص مورد شکایت مشخص شود.
بنابراین، پیش از طرح شکایت بهتر است رفتار مورد اعتراض، دلیل وقوع آن و عنوان مجرمانه احتمالی بهصورت دقیق مشخص شود.
مدارک لازم برای پیگیری مسئولیت مدیران تعاونی
بسته به نوع پرونده، مدارک زیر میتواند در اثبات تخلف مدیران اهمیت داشته باشد:
- اساسنامه و مدارک ثبتی شرکت تعاونی
- آگهی تأسیس و آخرین تغییرات شرکت
- صورتجلسات مجامع عمومی– صورتجلسات هیئتمدیره
- قراردادها و اسناد مالی شرکت– اسناد بانکی و حسابداری
- گزارشهای بازرسی و حسابرسی، در صورت وجود
- مکاتبات و اخطارهای رسمی
- مدارک مربوط به ورود خسارت
- اسناد و مدارک مربوط به رفتار مورد اعتراض مدیر
البته مدارک مورد نیاز باید متناسب با نوع دعوا یا شکایت انتخاب شود و ارائه یک فهرست ثابت برای همه پروندهها صحیح نیست.
تفاوت مسئولیت مدیر تعاونی با مسئولیت اعضای تعاونی
مسئولیت مدیران را نباید با مسئولیت اعضای شرکت تعاونی یکسان دانست.
عضو تعاونی ممکن است صرفاً به دلیل عضویت در شرکت، مسئولیت مدیریتی نداشته باشد؛ در حالی که مدیر علاوه بر عضویت احتمالی، وظایف و اختیارات مشخصی در اداره شرکت دارد.
بنابراین، اگر خسارتی به شرکت وارد شده باشد، باید مشخص شود شخص موردنظر در زمان وقوع اقدام چه سمتی داشته و چه نقشی در تصمیم یا اقدام مورد اعتراض ایفا کرده است.
جمعبندی مسئولیت مدیران شرکت تعاونی
مدیران شرکتهای تعاونی در اداره شرکت موظف به رعایت قوانین، اساسنامه و تصمیمات مراجع صالح شرکت هستند.
تخلف مدیر میتواند حسب مورد موجب مسئولیت مدنی، اداری یا کیفری شود؛ اما صرف زیانده بودن فعالیت شرکت، وجود بدهی یا اختلاف میان مدیران و اعضا، بهتنهایی موجب مسئولیت کیفری مدیر نخواهد بود.
برای تعیین مسئولیت مدیر باید نوع تخلف، حدود اختیارات، نقش مدیر، خسارت واردشده و مقررات قانونی مربوط بهصورت دقیق بررسی شود.
نحوه طرح دعوا علیه مدیران شرکت
طرح دعوا علیه مدیر شرکت صرفاً با اثبات اینکه مدیر تصمیمی گرفته که به نظر خواهان نادرست یا زیانبار بوده است، امکانپذیر نیست. ابتدا باید مشخص شود مدیر چه تکلیفی داشته، چه اقدامی انجام داده، تخلف یا تقصیر او چیست، چه خسارتی ایجاد شده و شخصی که قصد طرح دعوا دارد چه حقی برای مطالبه خسارت یا پیگیری موضوع دارد.
به همین دلیل، پیش از تنظیم دادخواست باید سمت خواهان، مسئولیت مدیر، نوع خسارت، مبنای قانونی دعوا و طرف صحیح دعوا مشخص شود.
-
چه کسی میتواند علیه مدیر شرکت طرح دعوا کند؟
پاسخ این سؤال به نوع خسارت و مبنای دعوا بستگی دارد.
اگر اقدام مدیر موجب ورود خسارت مستقیم به شرکت شده باشد، موضوع با حالتی که خسارت مستقیماً به سهامدار یا شخص ثالث وارد شده متفاوت است.
در شرکتهای سهامی، قانون برای برخی موارد امکان مطالبه خسارت از مدیران را پیشبینی کرده و مقررات خاصی درباره دعوای مسئولیت مدیران وجود دارد.
بنابراین، نمیتوان یک قاعده واحد برای تمام اشخاص و تمام انواع شرکتها بیان کرد.
دعوای شرکت علیه مدیر
یکی از مهمترین حالتها زمانی است که خود شرکت مدعی است مدیر یا مدیرعامل در نتیجه تخلف یا تقصیر خود موجب ورود خسارت به شرکت شده است.
در این وضعیت، شرکت میتواند با رعایت مقررات مربوط، مطالبه خسارت از مدیر را پیگیری کند.
برای مثال، اگر مدیر برخلاف مقررات قانونی یا اساسنامه اقدام کرده و در نتیجه آن خسارتی به شرکت وارد شده باشد، امکان بررسی دعوای مسئولیت مدنی او وجود دارد.
در این نوع دعوا باید رابطه میان رفتار مدیر و خسارت وارده اثبات شود.
دعوای سهامدار علیه مدیر
در شرکت سهامی، باید میان خسارت واردشده به خود شرکت و خسارت مستقیم واردشده به شخص سهامدار تفاوت گذاشت.
اگر خسارت در واقع متوجه شرکت باشد، سهامدار نمیتواند صرفاً با استناد به کاهش ارزش سهام خود، بدون توجه به مقررات مربوط، همان خسارت شرکت را بهعنوان خسارت شخصی خود مطالبه کند.
اما اگر حق مستقل و مستقیم سهامدار نقض شده باشد، وضعیت متفاوت است و امکان طرح دعوا باید با توجه به مبنای قانونی آن بررسی شود.
همچنین در شرکتهای سهامی، مقررات خاصی برای مطالبه خسارت از مدیران در مواردی که شرکت خود اقدام لازم را انجام نمیدهد، وجود دارد که باید با توجه به نوع شرکت و شرایط قانونی بررسی شود.
دعوای شخص ثالث علیه مدیر
اشخاص ثالث مانند طلبکاران، طرفهای قرارداد یا سایر اشخاصی که با شرکت معامله کردهاند نیز ممکن است در شرایط خاص علیه مدیر اقدام کنند.
اما صرف اینکه مدیر به نمایندگی از شرکت قراردادی را امضا کرده است، لزوماً باعث مسئولیت شخصی او در برابر طرف قرارداد نمیشود.
برای مسئول شناختن مدیر باید مبنای مستقل قانونی وجود داشته باشد؛ مانند اینکه مدیر شخصاً تعهدی را پذیرفته باشد یا رفتار شخصی او شرایط مسئولیت مدنی یا کیفری را ایجاد کرده باشد.
بنابراین، در دعوای شخص ثالث علیه مدیر باید میان تعهد شرکت و تعهد شخصی مدیر تفکیک شود.
- چه مواردی باید برای مسئولیت مدیر اثبات شود؟
در دعوای مسئولیت مدنی مدیر، بسته به مبنای دعوا، معمولاً باید موضوعاتی مانند موارد زیر بررسی و اثبات شود:
- وجود سمت و مسئولیت مدیریتی شخص موردنظر
- وجود تکلیف قانونی، قراردادی یا اساسنامهای
- انجام یا ترک فعل مورد اعتراض
- تخلف یا تقصیر قابل انتساب به مدیر
- وقوع خسارت
- وجود رابطه میان رفتار مدیر و خسارت ایجادشده
البته عناصر لازم برای اثبات مسئولیت با توجه به نوع دعوا متفاوت است و نمیتوان این موارد را برای همه پروندهها بهصورت یکسان اعمال کرد.
مدارک لازم برای طرح دعوا علیه مدیر
مدارک مورد نیاز به نوع پرونده بستگی دارد، اما معمولاً اسناد زیر میتوانند در اثبات دعوا مؤثر باشند:
- اساسنامه شرکت
- شرکتنامه یا اظهارنامه ثبتی، حسب نوع شرکت
- آگهی تأسیس و آخرین تغییرات شرکت
- صورتجلسات هیئتمدیره
- صورتجلسات مجامع عمومی
- قرارداد یا سندی که اقدام مدیر بر اساس آن انجام شده است
- اسناد حسابداری و مالی
- گردش حسابهای بانکی مرتبط
- مکاتبات رسمی شرکت
- گزارش حسابرس یا بازرس، در صورت وجود
- نظریه کارشناسی، در صورت نیاز
- اسناد و مدارک مربوط به میزان خسارت
در دعاوی مالی، تعیین میزان خسارت نیز اهمیت ویژهای دارد و ممکن است دادگاه برای تشخیص میزان خسارت یا بررسی اسناد، موضوع را به کارشناس ارجاع دهد.
-
خواسته دادخواست علیه مدیر چیست؟
خواسته باید بر اساس هدف واقعی خواهان و مبنای حقوقی دعوا تنظیم شود.
برای مثال، در صورت وجود شرایط قانونی ممکن است خواسته دعوا مطالبه خسارت ناشی از تخلف و تقصیر مدیر باشد.
اما نمیتوان بدون بررسی پرونده، برای تمام دعاوی علیه مدیر یک خواسته ثابت تعیین کرد.
گاهی موضوع پرونده ابطال یک تصمیم یا معامله است، گاهی مطالبه خسارت مطرح است و گاهی نیز رفتار مدیر ممکن است واجد وصف کیفری باشد و مسیر شکایت کیفری دنبال شود.
بنابراین، تعیین خواسته باید پس از بررسی اسناد و ماهیت دقیق اختلاف انجام شود.
-
آیا میتوان همزمان علیه شرکت و مدیر طرح دعوا کرد؟
در برخی پروندهها ممکن است طرح دعوا علیه شرکت و مدیر یا چند مدیر مطرح شود؛ اما این موضوع به مبنای مسئولیت هر یک بستگی دارد.
اگر تعهد اصلی بر عهده شرکت باشد، شرکت باید در جایگاه مناسب خود در دعوا قرار گیرد.
اگر علاوه بر تعهد شرکت، مدیر نیز به دلیل رفتار شخصی یا تعهد مستقل خود مسئول باشد، امکان بررسی مسئولیت او نیز وجود خواهد داشت.
در نتیجه، قرار دادن مدیر در کنار شرکت بهعنوان خوانده، صرفاً به دلیل مدیر بودن او، اقدام صحیحی نیست و باید برای مسئولیت شخصی مدیر مبنای قانونی وجود داشته باشد.
-
آیا میتوان از مدیر شرکت هم شکایت کیفری کرد و هم دادخواست حقوقی داد؟
در برخی پروندهها ممکن است یک رفتار هم آثار کیفری و هم آثار مدنی داشته باشد.
برای مثال، اگر رفتار مدیر علاوه بر ایجاد خسارت، واجد شرایط یک جرم نیز باشد، ممکن است موضوع از جنبه کیفری پیگیری شود و مطالبه خسارت نیز با رعایت مقررات مربوط مطرح گردد.
با این حال، انتخاب مسیر مناسب و نحوه طرح همزمان یا جداگانه دعاوی باید بر اساس ماهیت پرونده و مقررات آیین دادرسی انجام شود.
صرف اینکه یک اختلاف مالی وجود دارد، دلیل کافی برای طرح شکایت کیفری نیست.
مرجع رسیدگی به دعوای مسئولیت مدیر
مرجع رسیدگی به دعوا با توجه به نوع دعوا، مبلغ خواسته، نوع شرکت، ماهیت اختلاف و مقررات صلاحیت مراجع قضایی تعیین میشود.
در دعاوی مالی، صلاحیت مرجع رسیدگی میتواند تحت تأثیر مبلغ خواسته و مقررات مربوط به صلاحیت دادگاهها قرار گیرد.
از طرف دیگر، اگر موضوع واجد وصف کیفری باشد، رسیدگی در مسیر کیفری و مطابق مقررات مربوط انجام خواهد شد.
به همین دلیل، نمیتوان بدون بررسی نوع دعوا و شرایط پرونده، یک مرجع ثابت را برای تمام دعاوی علیه مدیران معرفی کرد.
مراحل کلی طرح دعوا علیه مدیر
بهطور کلی، شخصی که قصد پیگیری مسئولیت مدیر را دارد باید مراحل زیر را با توجه به شرایط پرونده طی کند:
مرحله اول: بررسی اسناد و سمت مدیر
ابتدا باید مشخص شود شخص موردنظر در زمان وقوع اقدام، چه سمتی در شرکت داشته و حدود اختیارات او چه بوده است.
مرحله دوم: تعیین تخلف یا رفتار مورد اعتراض
باید دقیقاً مشخص شود مدیر چه اقدامی انجام داده یا از انجام چه تکلیفی خودداری کرده است.
مرحله سوم: بررسی خسارت
میزان و نوع خسارت باید مشخص و تا حد امکان با اسناد و مدارک قابل اثبات باشد.
مرحله چهارم: تعیین مبنای مسئولیت
باید مشخص شود مسئولیت مدیر بر اساس قانون، اساسنامه، قرارداد یا رفتار شخصی او ایجاد شده است.
مرحله پنجم: تعیین طرف صحیح دعوا
باید مشخص شود دعوا باید علیه شرکت، مدیر، مدیرعامل، اعضای هیئتمدیره یا اشخاص دیگری مطرح شود.
مرحله ششم: تنظیم و ثبت دادخواست
پس از تعیین خواسته و طرفهای دعوا، دادخواست با ذکر دلایل و مستندات تنظیم و از طریق سامانه مربوط به خدمات قضایی ثبت میشود.
مرحله هفتم: رسیدگی دادگاه
دادگاه پس از بررسی ادعاها و مدارک طرفین و در صورت نیاز با استفاده از کارشناسی و سایر ادله، درباره مسئولیت و میزان خسارت تصمیمگیری میکند.
اشتباهات رایج در طرح دعوا علیه مدیران
یکی از اشتباهات رایج این است که خواهان صرفاً به دلیل بدهکار بودن شرکت، مدیرعامل را نیز شخصاً بدهکار تلقی کند.
اشتباه دیگر، طرح شکایت کیفری بدون وجود دلیل کافی برای تحقق جرم است.
همچنین گاهی خواهان بهجای مطالبه خسارت از شرکت، خسارتی را که در واقع متعلق به شرکت است، به نام شخصی خود مطالبه میکند.
تعیین نادرست خوانده، خواسته نامتناسب، نبود دلیل کافی برای تخلف مدیر و مشخص نکردن رابطه میان رفتار مدیر و خسارت نیز میتواند روند رسیدگی را با مشکل مواجه کند.
نکته مهم در دعاوی مسئولیت مدیران
پیش از طرح دعوا باید ابتدا مشخص شود خسارت به چه شخصی وارد شده است.
اگر خسارت به شرکت وارد شده باشد، مسیر مطالبه آن با حالتی که خسارت مستقیماً به سهامدار یا شخص ثالث وارد شده متفاوت است.
این تفکیک یکی از مهمترین نکات در دعاوی مسئولیت مدیران است و میتواند در تعیین خواهان، خوانده، خواسته و ادله اثبات دعوا تأثیر مستقیم داشته باشد.
مرجع صالح و مراحل قانونی طرح دعوای مسئولیت مدیران شرکت
پس از اینکه مشخص شد مدیر یا مدیران شرکت در برابر شرکت، سهامداران یا اشخاص ثالث مسئولیت قانونی دارند، مرحله بعدی تعیین مرجع صالح و انتخاب مسیر صحیح برای پیگیری موضوع است.
نوع دعوا، ماهیت مسئولیت، نوع شرکت و خواستهای که مطرح میشود، در تعیین مرجع رسیدگی اهمیت دارد. به همین دلیل، نمیتوان برای تمام اختلافات مربوط به مدیران شرکت یک مرجع واحد تعیین کرد.
مرجع رسیدگی به دعوای مسئولیت مدنی مدیران
اگر موضوع پرونده، مطالبه خسارت از مدیر به دلیل تخلف یا تقصیر او باشد، دعوا در چارچوب مقررات آیین دادرسی مدنی مطرح میشود و مرجع صالح با توجه به نوع و مبلغ خواسته و سایر مقررات صلاحیت تعیین خواهد شد.
در پروندههای مالی، میزان خواسته نیز میتواند در تعیین مرجع رسیدگی مؤثر باشد.
بنابراین، پیش از ثبت دادخواست باید نوع خواسته و ارزش مالی آن مشخص شود تا دادخواست در مرجع صالح مطرح گردد.
مرجع رسیدگی به مسئولیت کیفری مدیران
اگر رفتار مدیر واجد شرایط یک جرم باشد، موضوع از مسیر کیفری پیگیری میشود.
در این حالت، شاکی باید شکایت خود را با ذکر دقیق رفتار مورد اعتراض، دلایل و مستندات مربوط ثبت کند. پس از انجام تحقیقات مقدماتی، در صورت وجود شرایط قانونی، پرونده برای رسیدگی به مرجع کیفری صالح ارسال خواهد شد.
نکته مهم این است که هر تخلف مدیریتی جرم نیست و نمیتوان صرف ورود خسارت به شرکت، علیه مدیر شکایت کیفری مطرح کرد.
مسئولیت مدیران در برابر شرکت
یکی از مهمترین موارد مسئولیت مدیران، مسئولیتی است که در برابر خود شرکت دارند. مدیران باید در حدود اختیارات قانونی و اساسنامهای خود عمل کرده و در تصمیمگیریهای مدیریتی، منافع شرکت را رعایت کنند.
چنانچه تخلف یا تقصیر مدیر موجب ورود خسارت به شرکت شود، امکان مطالبه خسارت از مدیر یا مدیران مسئول وجود دارد.
برای مثال، اگر مدیر شرکت برخلاف مقررات قانونی یا اساسنامه اقدام مؤثری انجام دهد و در نتیجه این اقدام خسارت مشخصی به دارایی شرکت وارد شود، شرکت میتواند حسب مورد برای جبران خسارت وارده اقدام قانونی کند.
مسئولیت مدیران در برابر سهامداران
مسئولیت مدیران ممکن است در مواردی مستقیماً با حقوق سهامداران نیز ارتباط پیدا کند. با این حال، باید میان خسارتی که مستقیماً به شرکت وارد شده و خسارتی که مستقیماً متوجه سهامدار شده است تفاوت قائل شد.
برای نمونه، اگر اقدام غیرقانونی مدیر باعث کاهش دارایی شرکت شود، در وهله نخست خسارت به خود شرکت وارد شده است و کاهش ارزش سهام یا منافع سهامدار ممکن است اثر غیرمستقیم آن باشد.
اما اگر رفتار مدیر مستقیماً موجب ورود خسارت به یک سهامدار شود، با توجه به شرایط پرونده و مبنای قانونی مسئولیت، امکان بررسی مسئولیت مدیر در برابر آن سهامدار وجود خواهد داشت.
به همین دلیل، در دعوای مسئولیت مدیران باید مشخص شود زیاندیده چه شخصی است، منشأ خسارت چیست و رابطه میان رفتار مدیر و خسارت چگونه اثبات میشود.
مسئولیت مدیران در برابر اشخاص ثالث
مسئولیت مدیران صرفاً محدود به رابطه میان مدیر و شرکت یا سهامداران نیست. ماده ۱۴۲ صراحتاً مسئولیت مدیران و مدیرعامل را در مقابل اشخاص ثالث نیز مورد توجه قرار داده است.
بنابراین، اگر مدیر در جریان اداره شرکت مرتکب تخلف از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی شود و در نتیجه این تخلف خسارتی به شخص ثالث وارد شود، امکان طرح موضوع مسئولیت مدیر مطابق مقررات قانونی وجود خواهد داشت.
برای مثال، در یک رابطه قراردادی یا تجاری، چنانچه رفتار غیرقانونی یا تخلف مدیر واجد شرایط لازم برای انتساب خسارت باشد، شخص زیاندیده میتواند با ارائه دلایل و مستندات، مسئولیت قانونی مدیر را پیگیری کند.
البته صرف اینکه شرکت بدهکار باشد، به تنهایی به معنای مسئولیت شخصی مدیر نیست؛ بلکه باید مبنای قانونی مسئولیت مدیر و ارتباط رفتار او با خسارت اثبات شود.
مسئولیت مدیران در صورت ورشکستگی یا کافی نبودن دارایی شرکت
یکی دیگر از مقررات مهم، ماده ۱۴۳ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت است.
بر اساس این ماده، اگر شرکت ورشکسته شود یا پس از انحلال مشخص شود دارایی شرکت برای پرداخت دیون آن کافی نیست، دادگاه میتواند به درخواست هر ذینفع، مدیر یا مدیرعاملی را که ورشکستگی شرکت یا کافی نبودن دارایی آن به نحوی معلول تخلفات او بوده است، منفرداً یا متضامناً به پرداخت آن قسمت از دیون که از دارایی شرکت قابل پرداخت نیست، محکوم کند.
در نتیجه، در چنین شرایطی نیز مسئولیت شخصی مدیر یک مسئولیت خودکار و بدون شرط نیست؛ بلکه باید رابطه میان تخلف مدیر و ورشکستگی یا کافی نبودن دارایی شرکت مورد بررسی و اثبات قرار گیرد.
بطلان شرکت یا عملیات شرکت و مسئولیت اشخاص مسئول
در بحث مسئولیت مدیران، مواد ۲۷۰ تا ۲۷۳ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت نیز اهمیت دارند.
طبق ماده ۲۷۰، در صورتی که مقررات قانونی مربوط به تشکیل شرکت سهامی، عملیات شرکت یا تصمیمات ارکان شرکت رعایت نشده باشد، حسب مورد هر ذینفع میتواند درخواست بطلان شرکت، عملیات یا تصمیمات مربوط را مطرح کند.
همچنین مطابق ماده ۲۷۳، اگر حکم قطعی بر بطلان شرکت یا بطلان عملیات یا تصمیمات شرکت صادر شود، اشخاصی که مسئول بطلان هستند، در برابر خساراتی که از این بطلان به صاحبان سهام و اشخاص ثالث وارد شده است، مسئولیت تضامنی خواهند داشت.
بنابراین، در مواردی که تخلف اشخاص مسئول منتهی به بطلان شرکت یا عملیات و تصمیمات آن شده و از این بطلان خسارتی ایجاد شده باشد، قانون ضمانت اجرای مشخصی را برای جبران خسارت پیشبینی کرده است.
-
آیا ماده ۲۷۴ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت درباره مسئولیت مدیران است؟
در اینجا باید به یک اشتباه رایج توجه کرد. ماده ۲۷۴ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت، مستقیماً مادهای درباره مسئولیت یا مجازات مدیران شرکت نیست.
مطابق ماده ۲۷۴، دادگاهی که حکم بطلان شرکت را صادر میکند، باید در همان حکم یک یا چند نفر را به عنوان مدیر تصفیه تعیین کند تا مطابق مقررات قانونی وظایف تصفیه را انجام دهند.
بنابراین، اگر در مقاله درباره «مسئولیت مدیران شرکت سهامی» صحبت میکنیم، استناد اصلی به ماده ۲۷۴ صحیح نیست و بهتر است برای بیان مبنای مسئولیت مدیران، ابتدا به مواد ۱۴۲ و ۱۴۳ و در موارد مرتبط به مواد ۲۷۰، ۲۷۳، ۲۷۶ و ۲۷۷ استناد شود.
این تفکیک از نظر حقوقی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا استفاده از شماره ماده نادرست میتواند اعتبار یک مقاله تخصصی حقوقی را کاهش دهد.
طرح دعوا علیه مدیران شرکت سهامی
در صورتی که مدیر یا مدیران شرکت در نتیجه تخلف یا تقصیر خود موجب ورود خسارت شده باشند، نحوه طرح دعوا به این موضوع بستگی دارد که خسارت به چه شخصی وارد شده و مبنای قانونی مسئولیت چیست.
در دعوایی که خسارت به شرکت وارد شده است، باید مشخص شود که چه تخلف یا تقصیری رخ داده، خسارت وارده چیست و رابطه میان عملکرد مدیر و خسارت چگونه قابل اثبات است.
در برخی موارد نیز سهامداران واجد شرایط میتوانند مطابق ماده ۲۷۶ به نام و از طرف شرکت علیه مدیران یا مدیرعامل اقامه دعوا کنند.
بنابراین، پیش از طرح دعوا باید اسناد و مدارکی مانند اساسنامه شرکت، صورتجلسات مجامع عمومی و هیئتمدیره، قراردادهای شرکت، اسناد مالی، گزارشهای بازرسان، مکاتبات و سایر مدارکی که تخلف و ورود خسارت را اثبات میکنند، بررسی شود.
گروه حقوقی سلمان احدی با بررسی دقیق وضعیت شرکت، سمت مدیران، نوع تخلف و اسناد موجود، میتواند مبنای حقوقی مناسب برای پیگیری مسئولیت مدیران و مطالبه خسارت را مشخص کند.
چه تخلفاتی از سوی مدیران شرکت سهامی موجب مسئولیت میشود؟
مسئولیت مدیران شرکت سهامی تنها در مواردی مطرح نیست که مدیر مستقیماً موجب ورود خسارت به شرکت شده باشد؛ بلکه قانون تجارت برای برخی رفتارهای مدیران و مدیرعامل، ضمانتاجراهای مشخصی نیز در نظر گرفته است. این ضمانتاجراها ممکن است حسب مورد مدنی، کیفری یا هر دو باشند.
بنابراین، برای بررسی مسئولیت مدیر شرکت باید علاوه بر میزان خسارت واردشده، به نوع رفتار انجامشده، مقررات نقضشده و آثار قانونی آن نیز توجه کرد.
1. تقسیم منافع موهوم بین صاحبان سهام
یکی از مهمترین تخلفات مدیران، تقسیم سود یا منافع موهوم میان صاحبان سهام است.
مطابق ماده ۲۵۸ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت، رئیس و اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت که بدون صورت دارایی و ترازنامه یا با استناد به صورت دارایی و ترازنامه مزور، منافع موهومی را بین صاحبان سهام تقسیم کنند، با ضمانتاجرای کیفری مقرر در قانون مواجه خواهند شد.
هدف این مقرره جلوگیری از آن است که مدیران با ایجاد تصویری غیرواقعی از وضعیت مالی شرکت، سودی را میان سهامداران تقسیم کنند که در واقع وجود خارجی ندارد.
2. ارائه یا انتشار ترازنامه غیرواقعی
مدیران شرکت باید اطلاعات مالی شرکت را بهصورت صحیح و مطابق واقع ارائه کنند.
بر اساس ماده ۲۵۸، ارائه یا انتشار ترازنامه غیرواقعی با هدف پنهان کردن وضعیت واقعی شرکت از صاحبان سهام، از جمله رفتارهایی است که میتواند موجب مسئولیت کیفری مدیران و مدیرعامل شود.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که سهامداران برای تصمیمگیری درباره ادامه سرمایهگذاری، افزایش سرمایه، تقسیم سود و سایر امور شرکت، به اطلاعات مالی شرکت اعتماد میکنند.
3.استفاده شخصی از اموال و اعتبارات شرکت
اموال و اعتبارات شرکت متعلق به شخصیت حقوقی شرکت است و مدیران نمیتوانند آنها را برخلاف منافع شرکت برای اهداف شخصی خود مورد استفاده قرار دهند.
ماده ۲۵۸ استفاده رئیس و اعضای هیئتمدیره یا مدیرعامل از اموال یا اعتبارات شرکت برخلاف منافع شرکت، برای مقاصد شخصی یا برای شرکت یا مؤسسه دیگری که مدیر در آن بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ذینفع است، از مصادیق جرم دانسته است.
برای مثال، اگر مدیر شرکت از اعتبار یا منابع مالی شرکت برای تأمین هزینههای شخصی یا تقویت کسبوکار دیگری که خود در آن ذینفع است استفاده کند، موضوع میتواند از جهت مسئولیت قانونی و کیفری قابل بررسی باشد.
4.سوءاستفاده از اختیارات مدیریتی
اختیارات مدیران شرکت برای اداره شرکت و تأمین منافع آن اعطا شده است، نه برای تأمین منافع شخصی مدیر.
مطابق ماده ۲۵۸، استفاده سوءنیتآمیز از اختیارات مدیریتی برخلاف منافع شرکت، برای مقاصد شخصی یا به نفع شرکت یا مؤسسه دیگری که مدیر در آن ذینفع است، میتواند موجب مسئولیت کیفری شود.
در این موارد، صرف انجام یک تصمیم مدیریتی ناموفق بهتنهایی برای تحقق مسئولیت کیفری کافی نیست و باید شرایط قانونی مقرر، از جمله سوءنیت و سایر عناصر لازم، احراز شود.
5.جلوگیری از انجام وظایف بازرسان شرکت
بازرسان شرکت نقش مهمی در نظارت بر عملکرد مدیران دارند. به همین دلیل، قانون برای جلوگیری از ممانعت مدیران از انجام وظایف بازرسی، ضمانتاجرای کیفری پیشبینی کرده است.
بر اساس ماده ۲۶۰ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت، رئیس و اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل که عمداً مانع یا مخل انجام وظایف بازرسان شوند یا اسناد و مدارک لازم را در اختیار آنان قرار ندهند، مشمول ضمانتاجرای مقرر در این ماده خواهند بود.
بنابراین، مدیران نمیتوانند با پنهان کردن اسناد، جلوگیری از دسترسی بازرس به مدارک یا ایجاد مانع در فرآیند بازرسی، نظارت قانونی بر شرکت را بیاثر کنند.
6.تخلفات مربوط به افزایش سرمایه
افزایش سرمایه شرکت سهامی تابع تشریفات قانونی مشخصی است و مدیران نمیتوانند بدون رعایت این تشریفات اقدام به انتشار سهام جدید کنند.
مطابق ماده ۲۶۱، انتشار سهام یا قطعات سهام جدید پیش از ثبت افزایش سرمایه یا در شرایطی که ثبت افزایش سرمایه بهصورت مزورانه یا بدون رعایت تشریفات قانونی انجام شده باشد، میتواند موجب مسئولیت کیفری اشخاص مسئول شود.
همچنین قانون برای انتشار سهام جدید پیش از پرداخت کامل مبلغ اسمی سهام نیز ضمانتاجرای جداگانه پیشبینی کرده است.
7.رعایت نکردن حقوق صاحبان سهام در افزایش سرمایه
در زمان افزایش سرمایه، صاحبان سهام موجود در موارد مقرر قانونی از حق تقدم برخوردار هستند. مدیران شرکت مکلفاند مقررات مربوط به این حق را رعایت کنند.
ماده ۲۶۲ برای برخی موارد نقض حق تقدم صاحبان سهام و همچنین برخی تخلفات مربوط به حقوق دارندگان اوراق قرضه قابل تبدیل یا تعویض با سهام، ضمانتاجرای کیفری تعیین کرده است.
بنابراین، تصمیم مدیران برای افزایش سرمایه نباید بهگونهای اجرا شود که حقوق قانونی سهامداران بدون رعایت تشریفات قانونی نادیده گرفته شود.
8.ارائه اطلاعات نادرست برای سلب حق تقدم سهامداران
یکی از تخلفات مهم دیگر، ارائه اطلاعات نادرست به مجمع عمومی با هدف سلب حق تقدم صاحبان سهام نسبت به پذیرهنویسی سهام جدید است.
مطابق ماده ۲۶۳، رئیس و اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل که عالماً برای سلب حق تقدم صاحبان سهام، اطلاعات نادرست به مجمع عمومی ارائه کنند یا اطلاعات نادرست را تصدیق نمایند، با ضمانتاجرای کیفری مقرر در قانون مواجه خواهند شد.
این مقرره از حقوق سهامداران در برابر تصمیمات و اطلاعات خلاف واقع حمایت میکند.
9.رعایت نکردن مقررات کاهش سرمایه
کاهش سرمایه نیز مانند افزایش سرمایه تابع مقررات قانونی است. مدیران شرکت باید در اجرای تصمیمات مربوط به کاهش سرمایه، حقوق صاحبان سهام و تشریفات مقرر در قانون را رعایت کنند.
ماده ۲۶۴ برای برخی تخلفات رئیس و اعضای هیئتمدیره در فرآیند کاهش سرمایه، از جمله رعایت نکردن تساوی حقوق صاحبان سهام یا رعایت نکردن برخی تشریفات مربوط به ارائه پیشنهاد کاهش سرمایه به بازرس و انتشار آگهی، ضمانتاجرای کیفری مقرر کرده است.
10.دعوت نکردن مجمع عمومی در صورت از بین رفتن بیش از نصف سرمایه شرکت
اگر در اثر زیانهای وارده، حداقل نیمی از سرمایه شرکت از بین برود، هیئتمدیره باید مطابق مقررات قانونی اقدام کند.
ماده ۲۶۵ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت برای حالتی که مدیران شرکت در چنین شرایطی در مهلت قانونی مجمع عمومی فوقالعاده را دعوت نکنند یا اقدامات قانونی بعدی را انجام ندهند، ضمانتاجرای کیفری پیشبینی کرده است.
این حکم اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ادامه فعالیت شرکتی که بخش قابل توجهی از سرمایه خود را از دست داده است، بدون تصمیمگیری قانونی درباره وضعیت شرکت، میتواند حقوق سهامداران و طلبکاران را با خطر مواجه کند.
تفاوت تخلف مدیریتی با مسئولیت کیفری مدیر
هر تصمیم اشتباه مدیر شرکت الزاماً جرم نیست.
ممکن است مدیر در نتیجه یک تصمیم نادرست یا بیاحتیاطی موجب ورود خسارت به شرکت شود و در نتیجه، موضوع از جهت مسئولیت مدنی و جبران خسارت بررسی شود؛ اما برای تحقق مسئولیت کیفری، باید رفتار مدیر با یکی از عناوین مجرمانه مقرر در قانون منطبق باشد و عناصر لازم برای تحقق جرم نیز احراز شود.
به همین دلیل، در بررسی پروندههای مربوط به مسئولیت مدیران باید میان سه موضوع تفکیک کرد:
- تخلف از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی
- مسئولیت مدنی و الزام به جبران خسارت
- ارتکاب جرم و مسئولیت کیفری
این تفکیک در تعیین نوع دعوا، مرجع رسیدگی و نحوه جمعآوری ادله اهمیت زیادی دارد.
نقش اسناد و مدارک در اثبات تخلف مدیران
در دعوای مسئولیت مدیران، صرف ادعای تخلف معمولاً کافی نیست و باید رفتار منتسب به مدیر و آثار آن با دلایل مناسب اثبات شود.
از جمله اسنادی که ممکن است در چنین پروندهای اهمیت داشته باشند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اساسنامه شرکت؛
- صورتجلسات هیئتمدیره؛
- صورتجلسات مجامع عمومی؛
- گزارشهای بازرس شرکت؛
- صورتهای مالی و ترازنامهها؛
- قراردادهای منعقدشده توسط شرکت؛
- اسناد بانکی و مالی؛
- مکاتبات مدیران و شرکت؛
- اسناد مربوط به افزایش یا کاهش سرمایه؛
- و سایر مدارکی که ارتباط میان رفتار مدیر و خسارت یا تخلف را نشان میدهد.
نحوه طرح دعوای مسئولیت علیه مدیران شرکت
طرح دعوای مسئولیت علیه مدیران شرکت، صرفاً با ادعای ورود خسارت یا بیان اینکه مدیر در اداره شرکت مرتکب اشتباه شده است، امکانپذیر نیست. خواهان باید بتواند مبنای مسئولیت مدیر، رفتار یا تخلف مورد اعتراض، خسارت واردشده و در موارد لازم رابطه میان رفتار مدیر و خسارت را مشخص و اثبات کند.
در شرکتهای سهامی، ماده ۱۴۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، مسئولیت مدیران و مدیرعامل را در برابر شرکت و اشخاص ثالث در صورت تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی پیشبینی کرده است. همچنین در مواردی که دعوا برای جبران خسارت واردشده به خود شرکت مطرح میشود، نحوه اقامه دعوا و شخصی که حق طرح آن را دارد اهمیت ویژهای پیدا میکند.
بنابراین، پیش از طرح دعوا باید چند موضوع اساسی مشخص شود:
- تخلف یا تقصیر مدیر دقیقاً چه بوده است؟
- کدام قانون، اساسنامه یا مصوبه شرکت نقض شده است؟
- خسارت به شرکت وارد شده یا مستقیماً به سهامدار یا شخص ثالث؟
- میزان خسارت چگونه قابل اثبات است؟
- چه اشخاصی باید طرف دعوا قرار گیرند؟
- دعوا به نام چه شخصی و با چه مبنای قانونی باید مطرح شود؟
- مدارک و اسناد اثباتکننده تخلف و خسارت کداماند؟
چه کسی میتواند علیه مدیران شرکت طرح دعوا کند؟
پاسخ به این پرسش به نوع خسارت و شخصی که حق او نقض شده است بستگی دارد.
اگر خسارت مستقیماً به شرکت وارد شده باشد، اصل موضوع با دعوایی که سهامدار برای مطالبه خسارت شخصی خود مطرح میکند متفاوت است. در چنین شرایطی باید مشخص شود دعوا به نام شرکت مطرح میشود یا قانون در شرایط خاص به سهامداران اجازه داده است برای مطالبه خسارت شرکت اقدام کنند.
در شرکتهای سهامی، ماده ۲۷۶ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت یکی از مهمترین مقررات در این زمینه است. مطابق این ماده، شخص یا اشخاصی که مجموع سهام آنها حداقل یکپنجم مجموع سهام شرکت باشد، در صورت تخلف یا تقصیر رئیس و اعضای هیئتمدیره یا مدیرعامل، میتوانند به نام و از طرف شرکت و به هزینه خود علیه مدیر یا مدیران مسئول اقامه دعوا کرده و جبران خسارت واردشده به شرکت را مطالبه کنند.
بنابراین، این دعوا با دعوایی که سهامدار برای جبران خسارت مستقیم و شخصی خود مطرح میکند تفاوت دارد. در دعوای موضوع ماده ۲۷۶، هدف اصلی، جبران خسارتی است که به خود شرکت وارد شده است و نتیجه دعوا نیز اصولاً به نفع شرکت خواهد بود.
تفاوت دعوای شرکت با دعوای شخصی سهامدار
یکی از نکات مهم در طرح دعوای مسئولیت مدیران، تشخیص شخص زیاندیده است.
اگر اقدام مدیر موجب کاهش دارایی شرکت یا ورود خسارت به اموال شرکت شده باشد، اصل بر این است که زیان متوجه شرکت است. در چنین وضعیتی، صرف اینکه ارزش سهام یکی از سهامداران نیز در نتیجه کاهش دارایی شرکت کاهش یافته باشد، بهتنهایی به معنای ایجاد یک خسارت مستقل و مستقیم برای آن سهامدار نیست.
در مقابل، اگر مدیر بهطور مستقیم یکی از حقوق مستقل و قانونی سهامدار را نقض کرده باشد و شرایط مسئولیت فراهم باشد، موضوع میتواند بهعنوان دعوای شخصی سهامدار بررسی شود.
به همین دلیل، تشخیص اینکه خسارت متعلق به شرکت است یا شخص سهامدار، پیش از انتخاب نوع دعوا اهمیت اساسی دارد.
طرح دعوا توسط سهامداران دارای حداقل یکپنجم سهام
ماده ۲۷۶ برای جلوگیری از بینتیجه ماندن مسئولیت مدیران در شرایطی که شرکت خود برای طرح دعوا اقدام نمیکند، سازوکار خاصی پیشبینی کرده است.
بر اساس این ماده، سهامدار یا سهامدارانی که مجموع سهام آنها حداقل یکپنجم سهام شرکت باشد، میتوانند در صورت وجود تخلف یا تقصیر مدیران، دعوا را به نام و از طرف شرکت مطرح کنند. هزینه اولیه اقامه دعوا بر عهده اقامهکنندگان خواهد بود و در صورت محکومیت مدیران، هزینهای که برای طرح دعوا پرداخت شده است، مطابق حکم قانونی از مبلغ محکومبه به آنان مسترد میشود.
در مقابل، اگر دعوا به نتیجه نرسد و شرایط مقرر قانونی ایجاد شود، مسئولیت هزینهها و خسارات دادرسی میتواند متوجه اقامهکنندگان دعوا باشد. بنابراین، استفاده از این حق نیازمند بررسی دقیق اسناد، مبنای مسئولیت و احتمال اثبات تخلف مدیران است.
-
طرف دعوا در مسئولیت مدیران چه کسی است؟
تعیین صحیح خوانده نیز یکی از مراحل مهم طرح دعوای مسئولیت است.
با توجه به موضوع پرونده، ممکن است دعوا علیه مدیرعامل، رئیس یا برخی از اعضای هیئتمدیره یا اشخاصی که در تخلف موردنظر نقش داشتهاند مطرح شود. در مواردی که چند مدیر در ایجاد خسارت نقش داشته باشند، باید نقش و مسئولیت هر یک با توجه به مقررات قانونی و اوضاع و احوال پرونده بررسی شود.
بنابراین، صرف عضویت شخص در هیئتمدیره نباید بدون بررسی نقش او در تخلف، مبنای طرح دعوا قرار گیرد؛ همانطور که جمعی بودن تصمیم هیئتمدیره نیز لزوماً موجب از بین رفتن مسئولیت مدیران نخواهد شد.
در نهایت، خواهان باید بتواند ارتباط میان شخص مورد دعوا و اقدام یا تصمیمی را که منشأ خسارت معرفی شده است، با دلایل و مدارک مناسب نشان دهد.
دعوای شرکت علیه مدیران
در صورتی که مدیر یا مدیران شرکت در جریان اداره امور شرکت مرتکب تخلف یا تقصیر شوند و در نتیجه رفتار آنان خسارتی به شرکت وارد شود، خود شرکت میتواند در شرایط قانونی برای مطالبه خسارت اقدام کند.
در شرکتهای سهامی، مسئولیت مدیران در برابر شرکت بر اساس مقررات لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت بررسی میشود. مطابق ماده ۱۴۲، مدیران و مدیرعامل در برابر شرکت و اشخاص ثالث، در صورت تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی، حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول جبران خسارت خواهند بود و دادگاه حدود مسئولیت هر یک را تعیین میکند.
-
چه زمانی شرکت میتواند علیه مدیر اقامه دعوا کند؟
برای طرح دعوای مسئولیت، صرف اینکه عملکرد مدیر مطابق انتظار شرکت نبوده یا یک تصمیم تجاری نتیجه مطلوبی نداشته است، کافی نیست.
باید با توجه به شرایط پرونده مشخص شود که:
- مدیر مرتکب تخلف یا تقصیر شده است؛
- اقدام یا تصمیم او برخلاف مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مراجع صالح شرکت بوده است؛
- خسارت قابل مطالبهای به شرکت وارد شده است؛
- میان رفتار مدیر و خسارت واردشده رابطه قابل انتساب وجود دارد؛
- و میزان خسارت نیز تا حد امکان قابل اثبات باشد.
بنابراین، هر شکست تجاری یا کاهش سود شرکت را نمیتوان بدون بررسی شرایط، مبنای مسئولیت شخصی مدیر قرار داد.
اقامه دعوا از طرف شرکت
یکی از مسائل مهم در این نوع دعاوی، تعیین شخصی است که از طرف شرکت اختیار طرح دعوا دارد.
مدیران شرکت در حالت عادی مسئول اداره شرکت هستند، اما هنگامی که خود آنان طرف دعوا قرار میگیرند، نمیتوان انتظار داشت همان مدیری که مسئول ورود خسارت معرفی شده است، از طرف شرکت علیه خودش اقامه دعوا کند.
در چنین شرایطی باید مطابق مقررات شرکت و وضعیت مدیریتی آن، شخص یا مرجع صالح برای نمایندگی شرکت در دعوا مشخص شود.
این موضوع در عمل اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اشتباه در تعیین نماینده شرکت یا نحوه طرح دعوا میتواند موجب ایجاد ایراد در روند رسیدگی شود.
نقش مجمع عمومی در طرح دعوای مسئولیت
در شرکتهای سهامی، مجامع عمومی از ارکان اصلی شرکت هستند و تصمیمات آنها در حدود صلاحیت قانونی میتواند در وضعیت حقوقی مدیران و شرکت مؤثر باشد.
ازاینرو، در بررسی دعوای مسئولیت مدیران باید صورتجلسات مجامع عمومی و تصمیماتی که درباره عملکرد مدیران، انتخاب یا عزل آنان و مسائل مرتبط با اداره شرکت اتخاذ شده است مورد توجه قرار گیرد.
البته تصویب صورتهای مالی یا اتخاذ یک تصمیم توسط مجمع عمومی، بهتنهایی به این معنا نیست که مدیر در برابر هرگونه تخلف یا خسارت احتمالی مصون خواهد بود. مسئولیت مدیر باید بر اساس مقررات قانونی و شرایط واقعی اقدام موردنظر بررسی شود.
-
اگر مدیر متخلف عزل شده باشد، آیا شرکت میتواند علیه او دعوا کند؟
عزل مدیر، بهخودیخود موجب از بین رفتن مسئولیت احتمالی او بابت اقدامات دوران مدیریت نمیشود.
بنابراین، اگر مدیر در زمان تصدی سمت خود مرتکب تخلف یا تقصیری شده و شرایط قانونی مسئولیت او وجود داشته باشد، پایان یافتن دوره مدیریت یا عزل وی مانع بررسی مسئولیت او نخواهد بود.
در چنین مواردی، شرکت میتواند با توجه به مقررات قانونی و از طریق نماینده صالح خود، مطالبه خسارت را پیگیری کند.
-
آیا شرکت میتواند تمام خسارت را از یک مدیر مطالبه کند؟
پاسخ به این پرسش به نحوه وقوع تخلف و نقش هر یک از مدیران بستگی دارد.
در مواردی که چند مدیر در ایجاد خسارت نقش داشته باشند، دادگاه باید با توجه به مقررات قانونی و شرایط پرونده، حدود مسئولیت هر یک را مشخص کند. ماده ۱۴۲ نیز صراحتاً تعیین حدود مسئولیت مدیران را بر عهده دادگاه گذاشته است.
بنابراین، صرف اینکه یک تصمیم در جلسه هیئتمدیره بهصورت جمعی اتخاذ شده است، بهتنهایی برای تعیین میزان مسئولیت هر یک از اعضا کافی نیست و باید نقش و وضعیت هر مدیر در موضوع مورد اختلاف بررسی شود.
-
مطالبه خسارت شرکت از مدیران چه تفاوتی با دعوای سهامداران دارد؟
در دعوای شرکت، هدف اصلی جبران خسارتی است که مستقیماً به خود شرکت وارد شده است.
اما در برخی شرایط، سهامداران نیز میتوانند مطابق مقررات قانونی برای پیگیری مسئولیت مدیران اقدام کنند. برای نمونه، ماده ۲۷۶ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت به سهامدار یا سهامدارانی که مجموع سهام آنها حداقل یکپنجم سهام شرکت باشد، اجازه میدهد در صورت تخلف یا تقصیر مدیران، به نام و از طرف شرکت علیه آنان اقامه دعوا کنند.
در نتیجه، باید میان دعوی شرکت برای جبران خسارت شرکت و دعوی سهامداران به نام و از طرف شرکت در شرایط ماده ۲۷۶ تفاوت قائل شد.
نکته مهم درباره سازش یا اسقاط مسئولیت مدیر
در بررسی وضعیت مسئولیت مدیران، نمیتوان صرفاً به توافقهای داخلی شرکت یا تصمیمات مجمع عمومی اکتفا کرد.
مقررات قانونی مربوط به مسئولیت مدیران باید در کنار اساسنامه، مصوبات شرکت، اسناد و مدارک موجود و شرایط واقعی ورود خسارت بررسی شود.
همچنین، در شرکتهای سهامی، ماده ۲۷۷ مقرر کرده است که مقررات اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی نباید حق صاحبان سهام را در مورد اقامه دعوای مسئولیت علیه مدیران محدود کند.
بنابراین، بررسی دقیق حقوق سهامداران و حدود اختیارات مراجع شرکت، در کنار بررسی رفتار مدیر، برای تعیین مسیر صحیح دعوا ضروری است.
نتیجه دعوای شرکت علیه مدیران
در نهایت، دعوای شرکت علیه مدیران زمانی میتواند به نتیجه برسد که رابطه میان تخلف یا تقصیر مدیر و خسارت واردشده به شرکت بهصورت قابل قبول اثبات شود.
وجود اسناد شرکت، صورتجلسات، قراردادها، گزارشهای مالی، گزارش بازرس و سایر مدارک مرتبط میتواند در اثبات این رابطه نقش مهمی داشته باشد.
به همین دلیل، پیش از طرح دعوا بهتر است ابتدا تمام اسناد مرتبط با تصمیم یا اقدام مدیر جمعآوری و بررسی شود و سپس بر اساس نوع تخلف، میزان خسارت و اشخاص مسئول، خواسته و طرفهای دعوا بهدرستی تعیین شوند.
دعوای اشخاص ثالث علیه مدیران شرکت
اشخاص ثالث از جمله طلبکاران، طرفهای قرارداد، مشتریان و سایر اشخاصی هستند که ممکن است در ارتباط با فعالیت شرکت از اقدامات مدیران متضرر شوند. با این حال، صرف اینکه شخصی از عملکرد شرکت زیان دیده باشد، به این معنا نیست که میتواند بدون بررسی مبنای قانونی، مستقیماً علیه مدیر شرکت طرح دعوا کند.
اصل بر این است که شرکت دارای شخصیت حقوقی مستقل است و تعهدات ناشی از فعالیت شرکت اصولاً بر عهده خود شرکت قرار میگیرد. بنابراین، در یک رابطه قراردادی، اگر مدیر به نمایندگی از شرکت و در چارچوب قانونی اقدام کرده باشد، اصل تعهد متوجه شرکت خواهد بود.
با این حال، در صورتی که رفتار شخصی مدیر واجد شرایط مسئولیت قانونی باشد و میان رفتار او و خسارت واردشده به شخص ثالث رابطه قابل انتساب وجود داشته باشد، مسئولیت شخصی مدیر نیز میتواند مطرح شود. ماده ۱۴۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت نیز مسئولیت مدیران و مدیرعامل را در برابر اشخاص ثالث، در صورت تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی، پیشبینی کرده است.
تفاوت مسئولیت شرکت و مسئولیت شخصی مدیر
یکی از مهمترین نکات در این دعاوی، تفکیک میان مسئولیت شرکت و مسئولیت شخصی مدیر است.
برای مثال، اگر مدیرعامل از طرف شرکت قراردادی را در حدود اختیارات خود امضا کند، صرف عدم اجرای تعهدات قراردادی، معمولاً موجب نمیشود مدیرعامل شخصاً مسئول پرداخت تعهد شرکت شناخته شود.
اما اگر رفتار مدیر، علاوه بر ایجاد تعهد برای شرکت، واجد شرایط یک مسئولیت مستقل شخصی باشد، شخص ثالث میتواند با اثبات مبنای قانونی مسئولیت، موضوع را علیه مدیر نیز پیگیری کند.
در رویه قضایی نیز میان اعتبار اقدامات مدیران در برابر اشخاص ثالث و مسئولیت داخلی مدیر در برابر شرکت تفاوت گذاشته شده است؛ بهگونهای که صرف تجاوز مدیر از حدود داخلی اختیارات، لزوماً به شرکت اجازه نمیدهد در برابر شخص ثالث به آن استناد کند و از اجرای تعهد خودداری نماید.
-
آیا طلبکار شرکت میتواند مستقیماً از مدیر مطالبه وجه کند؟
صرف طلبکار بودن از شرکت، برای مطالبه بدهی از اموال شخصی مدیر کافی نیست.
اگر شرکت در برابر شخص ثالث بدهکار باشد، اصل بر این است که طلب باید از خود شرکت مطالبه شود. برای مراجعه مستقیم به مدیر باید مبنای مستقلی برای مسئولیت شخصی او وجود داشته باشد.
این مبنا ممکن است ناشی از تخلف قانونی، ارتکاب عمل زیانبار، تعهد شخصی مدیر یا شرایط خاصی باشد که قانون برای مسئولیت او مقرر کرده است.
بنابراین، در دادخواست باید مشخص شود که چرا علاوه بر شرکت، مدیر نیز مسئول پرداخت خسارت یا وجه مورد مطالبه است و این مسئولیت بر اساس کدام مقرره قانونی یا رفتار شخصی مدیر ایجاد شده است.
مسئولیت مدیر در قراردادهای شرکت با اشخاص ثالث
در معاملات شرکت، مدیر معمولاً به نمایندگی از شخص حقوقی شرکت اقدام میکند. بنابراین، آثار قرارداد در اصل متوجه شرکت خواهد بود.
- برای تعیین مسئولیت شخصی مدیر باید بررسی شود:
- مدیر با چه سمتی قرارداد را امضا کرده است؟
- حدود اختیارات او چه بوده است؟
- آیا قرارداد در چارچوب فعالیت شرکت منعقد شده است؟
- آیا مدیر مرتکب تخلف یا رفتار زیانبار مستقلی شده است؟
- آیا شخص ثالث مستقیماً از رفتار مدیر متضرر شده است؟
- و آیا رابطه سببیت میان رفتار مدیر و خسارت قابل اثبات است؟
پاسخ به این پرسشها در تعیین اینکه دعوا باید صرفاً علیه شرکت مطرح شود یا مدیر نیز میتواند طرف دعوا قرار گیرد، اهمیت دارد.
مسئولیت مدیر در صورت تجاوز از حدود اختیارات
تجاوز مدیر از حدود اختیارات، موضوعی است که باید با توجه به نوع شرکت و مقررات قانونی بررسی شود.
در شرکتهای سهامی، برخی محدودیتهای داخلی اختیارات مدیران در روابط شرکت با اشخاص ثالث الزاماً قابل استناد در برابر اشخاص ثالث نیست. به همین دلیل، نمیتوان صرفاً با استناد به اینکه مدیر برخلاف یک محدودیت داخلی عمل کرده است، نتیجه گرفت که قرارداد یا اقدام او در برابر شخص ثالث فاقد اثر است.
در مقابل، اگر رفتار مدیر شرایط مسئولیت شخصی او را ایجاد کرده باشد، امکان مطالبه خسارت از خود مدیر نیز با توجه به مبنای قانونی دعوا قابل بررسی خواهد بود.
اثبات مسئولیت مدیر در برابر شخص ثالث
شخص ثالثی که مدعی مسئولیت مدیر است باید بتواند مبنای ادعای خود را اثبات کند.
اسناد قراردادی، مکاتبات، صورتجلسات شرکت، اسناد مالی، مدارک پرداخت، گزارشهای کارشناسی و سایر دلایل مرتبط میتوانند در اثبات رفتار مدیر و خسارت واردشده مورد استفاده قرار گیرند.
در این نوع دعاوی، صرف اینکه مدیر در زمان وقوع اختلاف دارای سمت مدیریتی بوده است، برای اثبات مسئولیت شخصی او کافی نیست؛ بلکه باید ارتباط میان رفتار مورد اعتراض و خسارت ادعایی مشخص شود.
جمعبندی دعوای اشخاص ثالث علیه مدیران
در نتیجه، اشخاص ثالث نمیتوانند صرفاً به دلیل بدهکار بودن شرکت یا نام مدیر در اسناد شرکت، تمام تعهدات شرکت را از اموال شخصی مدیر مطالبه کنند.
مسئولیت شخصی مدیر نیازمند وجود مبنای قانونی و اثبات شرایط آن است. بنابراین، پیش از طرح دعوا باید مشخص شود که تعهد اصلی بر عهده شرکت است یا مدیر نیز به دلیل رفتار مستقل و قابل انتساب خود مسئولیت دارد.
این تفکیک از طرح دعاوی نادرست و قرار دادن اشخاص نامرتبط بهعنوان خوانده جلوگیری میکند و در تعیین صحیح خواسته و دلایل دعوا اهمیت اساسی دارد.
دعوای مسئولیت سهامداران علیه مدیران به نام و از طرف شرکت
در برخی موارد ممکن است مدیران شرکت مرتکب تخلف یا تقصیری شوند که موجب ورود خسارت به شرکت شده است، اما شرکت برای مطالبه خسارت از مدیران اقدام نکند. قانونگذار برای جلوگیری از بیاثر ماندن مسئولیت مدیران، در شرکتهای سهامی سازوکار خاصی را برای اقامه دعوا توسط سهامداران پیشبینی کرده است.
ماده ۲۷۶ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت در این زمینه مقرر میکند که شخص یا اشخاصی که مجموع سهام آنها حداقل یکپنجم مجموع سهام شرکت باشد، میتوانند در صورت تخلف یا تقصیر رئیس و اعضای هیئتمدیره یا مدیرعامل، به نام و از طرف شرکت و به هزینه خود علیه مدیر یا مدیران مسئول اقامه دعوا کنند و جبران خسارات واردشده به شرکت را مطالبه نمایند.
شرایط استفاده از ماده ۲۷۶
برای استفاده از این سازوکار، چند شرط اساسی باید وجود داشته باشد.
نخست اینکه دعوا باید مربوط به تخلف یا تقصیر رئیس هیئتمدیره، اعضای هیئتمدیره یا مدیرعامل باشد.
دوم اینکه سهامدار یا سهامدارانی که قصد طرح دعوا دارند، باید در مجموع حداقل یکپنجم سهام شرکت را دارا باشند.
سوم اینکه هدف دعوا باید جبران خسارتی باشد که به خود شرکت وارد شده است؛ بنابراین، این دعوا با دعوای شخصی سهامدار برای مطالبه خسارتی که مستقیماً به خودش وارد شده تفاوت دارد.
چهارم اینکه اقامهکنندگان دعوا، آن را به نام و از طرف شرکت مطرح میکنند، اما هزینه اقامه دعوا در ابتدا بر عهده خود آنان است.
-
آیا یک سهامدار به تنهایی میتواند از ماده ۲۷۶ استفاده کند؟
یک سهامدار زمانی میتواند بهتنهایی از سازوکار ماده ۲۷۶ استفاده کند که مالک حداقل یکپنجم مجموع سهام شرکت باشد.
اگر سهام یک شخص کمتر از این میزان باشد، میتواند با سهامداران دیگر که مجموع سهام آنها حداقل به یکپنجم برسد، برای استفاده از این حق اقدام کند.
بنابراین، معیار قانونی، میزان مجموع سهام اشخاصی است که قصد اقامه دعوا دارند، نه صرف تعداد سهامداران.
-
دعوای ماده ۲۷۶ به نفع چه کسی است؟
یکی از مهمترین ویژگیهای این دعوا آن است که اگر مدیران محکوم شوند، حکم به نفع شرکت اجرا میشود.
در واقع، سهامدارانی که دعوا را مطرح کردهاند، نماینده مطالبه حق شرکت هستند و هدف اصلی، بازگرداندن خسارت به دارایی شرکت است؛ نه اینکه مبلغ خسارت مستقیماً به سهامداران خواهان پرداخت شود.
به همین دلیل، این دعوا را نباید با دعوای شخصی سهامدار برای مطالبه خسارت مستقیم خود اشتباه گرفت.
-
هزینه طرح دعوا بر عهده چه کسی است؟
مطابق ماده ۲۷۶، سهامدار یا سهامدارانی که دعوا را اقامه میکنند، در ابتدا هزینه آن را خود پرداخت میکنند.
اگر مدیر یا مدیران مسئول به جبران خسارت شرکت و پرداخت هزینه دادرسی محکوم شوند، حکم به نفع شرکت اجرا خواهد شد و هزینهای که اقامهکنندگان دعوا پرداخت کردهاند، از مبلغ محکومبه به آنان مسترد میشود.
در مقابل، اگر دعوا به نتیجه نرسد، قانون برای اقامهکنندگان مسئولیت پرداخت هزینهها و خسارات مقرر کرده است. بنابراین، استفاده از این حق باید پس از بررسی دقیق تخلف مدیر، اسناد موجود و امکان اثبات مسئولیت انجام شود.
-
آیا اساسنامه شرکت میتواند حق اقامه این دعوا را محدود کند؟
خیر،ماده ۲۷۷ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت تصریح میکند که مقررات اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی نباید حق صاحبان سهام را در مورد اقامه دعوای مسئولیت علیه مدیران شرکت محدود کند.
بنابراین، نمیتوان با درج شرطی در اساسنامه یا تصویب تصمیمی در مجمع عمومی، حق قانونی سهامداران برای اقامه دعوای مسئولیت را به نحوی محدود کرد که با حکم قانون تعارض داشته باشد.

تفاوت ماده ۲۷۶ با دعوای شخصی سهامدار
تفاوت این دو نوع دعوا اهمیت زیادی دارد.
در دعوای موضوع ماده ۲۷۶، سهامدار برای مطالبه خسارتی که به شرکت وارد شده، به نام و از طرف شرکت اقدام میکند و نتیجه دعوا نیز به نفع شرکت است.
اما اگر مدیر مستقیماً و بهطور مستقل حق شخصی سهامدار را نقض کرده باشد، ممکن است سهامدار بتواند با استناد به مبنای قانونی مربوط، دعوای شخصی خود را مطرح کند.
بنابراین، قبل از طرح دعوا باید مشخص شود که خسارت مورد ادعا متعلق به شرکت است یا مستقیماً به شخص سهامدار وارد شده است.
-
اگر مدیران در زمان طرح دعوا عزل شده باشند چه میشود؟
عزل مدیر لزوماً مانع از طرح دعوای مسئولیت نسبت به اقدامات دوران مدیریت او نیست.
اگر تخلف یا تقصیر مربوط به زمانی باشد که شخص سمت مدیریتی داشته و شرایط قانونی مسئولیت او فراهم شده باشد، پایان یافتن سمت مدیریتی بهتنهایی موجب از بین رفتن مسئولیت احتمالی وی نمیشود.
در چنین شرایطی، سهامداران واجد شرایط ماده ۲۷۶ میتوانند با توجه به شرایط قانونی، دعوا را علیه مدیر یا مدیران مسئول مطرح کنند.
اهمیت ماده ۲۷۶ در حمایت از حقوق شرکت
ماده ۲۷۶ از این جهت اهمیت دارد که امکان پیگیری قضایی تخلفات مدیران را حتی در شرایطی که شرکت برای مطالبه خسارت اقدام نمیکند، فراهم میسازد.
وجود این سازوکار میتواند از بیاثر شدن مسئولیت مدیران در نتیجه روابط داخلی شرکت یا عدم اقدام مدیران شرکت جلوگیری کند و زمینهای برای حمایت از دارایی و منافع شرکت فراهم آورد.
در نتیجه، سهامداران واجد شرایط باید در صورت مشاهده تخلف یا تقصیر مدیران، ابتدا اسناد و مدارک مربوط را بررسی کنند و سپس با تعیین دقیق نوع تخلف، میزان خسارت و اشخاص مسئول، درباره اقامه دعوا تصمیم بگیرند.
نکته مهم
ماده ۲۷۶ مربوط به شرکتهای سهامی است و نباید مقررات آن را بدون مبنای قانونی به شرکت با مسئولیت محدود یا سایر شرکتهای تجاری تعمیم داد.
همچنین، صرف داشتن یکپنجم سهام بهتنهایی موجب محکومیت مدیران نمیشود؛ بلکه همچنان باید تخلف یا تقصیر مدیر و خسارت واردشده به شرکت، مطابق شرایط دعوا، اثبات شود.
رسیدگی به دعوای حقوقی مطالبه خسارت از مدیران
اگر موضوع دعوا، مطالبه خسارت از مدیر یا مدیران به دلیل تخلف یا تقصیر آنان باشد و دعوا ماهیت حقوقی داشته باشد، مرجع رسیدگی با توجه به میزان خواسته و قواعد صلاحیت مراجع قضایی تعیین میشود.
بر اساس قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲، دادگاه صلح نسبت به برخی دعاوی مالی تا نصاب مقرر قانونی صلاحیت رسیدگی دارد. در حال حاضر، ماده ۱۲ این قانون دعاوی مالی تا نصاب یک میلیارد ریال را در صلاحیت دادگاه صلح قرار داده است. بنابراین، در زمان طرح دعوا باید آخرین نصاب قانونی و وضعیت صلاحیت مرجع قضایی بررسی شود.
در نتیجه، نمیتوان بدون توجه به مبلغ خواسته و وضعیت قانونی زمان طرح دعوا، برای تمام دعاوی مسئولیت مدیران یک مرجع ثابت معرفی کرد.
-
آیا شورای حل اختلاف به دعوای مسئولیت مدیران رسیدگی میکند؟
با اجرای قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲، نقش شورای حل اختلاف با گذشته تفاوت کرده است.
مطابق این قانون، شورا اصولاً برای ایجاد صلح و سازش میان طرفین فعالیت میکند و رسیدگی قضایی به دعاویای که در صلاحیت دادگاه صلح قرار گرفتهاند، در دادگاه صلح انجام میشود. ماده ۱۳ نیز صلاحیت شورا را در امور مدنی و حقوقی عمدتاً در چارچوب صلح و سازش پیشبینی کرده است.
بنابراین، در مقاله نباید بهصورت کلی نوشته شود که «دعوای مسئولیت مدیران در شورای حل اختلاف رسیدگی میشود». بسته به نوع و مبلغ دعوا، ممکن است پرونده در دادگاه صالح مطرح شود و شورا صرفاً برای سازش وارد فرآیند شود.
اگر خواسته بیش از نصاب دادگاه صلح باشد..
چنانچه دعوای مالی مسئولیت مدیران خارج از نصاب قانونی دادگاه صلح باشد، رسیدگی مطابق قواعد عمومی صلاحیت در مرجع صالح حقوقی انجام خواهد شد.
در چنین مواردی، مبلغ خواسته تنها یکی از عوامل تعیینکننده است و باید سایر قواعد صلاحیت نیز مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین، هنگام تنظیم دادخواست باید خواسته بهدرستی تعیین و تقویم شود تا مرجع صالح برای رسیدگی مشخص باشد.
رسیدگی به جنبه کیفری رفتار مدیر
اگر رفتار مدیر علاوه بر آثار مدنی، واجد عنوان مجرمانه نیز باشد، موضوع از دعوای حقوقی مطالبه خسارت جدا میشود.
در این حالت، شکایت کیفری باید مطابق عنوان مجرمانه مورد ادعا و مقررات آیین دادرسی کیفری در مرجع صالح مطرح شود. در برخی موارد نیز ممکن است رفتار واحد، علاوه بر مسئولیت کیفری، آثار و مسئولیت مدنی برای مدیر ایجاد کند.
بنابراین، نباید مسئولیت کیفری و دعوای مطالبه خسارت را صرفاً به دلیل ارتباط با یک رفتار واحد، یک دعوای واحد تلقی کرد.
اهمیت تعیین صحیح خواسته
یکی از مهمترین مراحل پیش از طرح دعوای مسئولیت مدیران، تعیین دقیق خواسته است.
برای مثال، ممکن است خواسته خواهان:
- مطالبه خسارت وارده به شرکت باشد؛
- مطالبه خسارت مستقیم واردشده به شخص ثالث باشد؛
- مطالبه وجه ناشی از یک تعهد شخصی مدیر باشد؛
- یا رسیدگی به رفتار مدیر از جنبه کیفری باشد.
هر یک از این موارد میتواند از نظر مرجع صالح، طرفین دعوا، ادله مورد نیاز و نحوه رسیدگی تفاوت داشته باشد.
به همین دلیل، انتخاب عنوان صحیح دعوا و تنظیم دقیق خواسته، اهمیت زیادی در نتیجه پرونده دارد.
نقش محل اقامت و مقررات صلاحیت
علاوه بر نوع و مبلغ خواسته، قواعد مربوط به صلاحیت محلی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
در دعاوی مربوط به اشخاص حقوقی، شرکت دارای اقامتگاه قانونی است و در مواردی که دعوا به فعالیت شرکت یا تعهدات آن مربوط میشود، مقررات صلاحیت محلی باید با توجه به موضوع دعوا و قوانین آیین دادرسی بررسی شود.
بنابراین، پیش از ثبت دادخواست باید مشخص شود که دعوا از نظر ذاتی و محلی در کدام مرجع و حوزه قضایی باید مطرح شود.
-
آیا میتوان همزمان علیه شرکت و مدیر طرح دعوا کرد؟
در برخی پروندهها ممکن است مسئولیت شرکت و مسئولیت شخصی مدیر هر دو مطرح باشند؛ اما این موضوع باید بر اساس مبنای قانونی هر یک از مسئولیتها بررسی شود.
صرف اینکه شرکت بدهکار است، برای مسئول شناختن مدیر کافی نیست. از سوی دیگر، اگر رفتار مدیر مستقلاً موجب ایجاد مسئولیت شخصی او شده باشد، ممکن است طرح دعوا علیه هر دو شخص، با توجه به رابطه حقوقی و خواسته دعوا، قابل بررسی باشد.
بنابراین، تعیین طرفهای دعوا باید پس از بررسی دقیق اسناد، قراردادها، سمت مدیر، حدود اختیارات و منشأ خسارت انجام شود.
اهمیت مشاوره حقوقی پیش از طرح دعوا
دعوای مسئولیت مدیران از جمله دعاویای است که انتخاب نادرست عنوان دعوا، تعیین اشتباه خوانده یا بیان نادرست مبنای مسئولیت میتواند روند رسیدگی را با مشکل مواجه کند.
به همین دلیل، پیش از ثبت دادخواست بهتر است اسناد شرکت، اساسنامه، صورتجلسات هیئتمدیره و مجامع، گزارش بازرس، قراردادها، اسناد مالی و سایر مدارک مرتبط بررسی شود و سپس بر اساس نوع تخلف و خسارت، مسیر قضایی مناسب انتخاب شود.
جمعبندی مرجع صالح
در نتیجه، مرجع رسیدگی به دعوای مسئولیت مدیران را نمیتوان بدون بررسی نوع دعوا و خواسته از پیش بهصورت کلی تعیین کرد.
در دعاوی مالی، مبلغ خواسته و نصاب قانونی مراجع اهمیت دارد و در دعاوی کیفری نیز عنوان مجرمانه و مقررات خاص صلاحیت باید بررسی شود. همچنین، با توجه به قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۴۰۲، شورای حل اختلاف را نباید با دادگاه صلح یکسان دانست؛ شورا اصولاً نقش صلح و سازش دارد و دادگاه صلح در حدود صلاحیت قانونی خود رسیدگی قضایی میکند.
اثبات خسارت و رابطه سببیت در دعوای مسئولیت مدیران
در دعوای مسئولیت مدیران، اثبات صرف تخلف یا تقصیر مدیر بهتنهایی برای مطالبه خسارت کافی نیست. خواهان باید بتواند نشان دهد که در نتیجه رفتار یا تصمیم مدیر، خسارت مشخصی ایجاد شده و میان رفتار مدیر و خسارت واردشده رابطه قابل انتساب وجود دارد.
به بیان دیگر، در یک دعوای مسئولیت باید میان سه موضوع تفاوت قائل شد:
- وجود تخلف یا تقصیر مدیر؛
- تحقق خسارت قابل مطالبه؛
- وجود رابطه سببیت میان رفتار مدیر و خسارت.
اثبات وجود تخلف یا تقصیر
نخست باید مشخص شود مدیر چه اقدامی انجام داده یا از انجام چه تکلیفی خودداری کرده است.
برای مثال، اگر ادعا شود مدیر برخلاف اساسنامه اقدام کرده است، باید مفاد اساسنامه و اقدام انجامشده با یکدیگر مقایسه شود. همچنین اگر ادعا بر نقض یک مقرره قانونی یا مصوبه مجمع عمومی باشد، باید مقرره یا مصوبه موردنظر و نحوه نقض آن مشخص شود.
بنابراین، عبارت کلی «مدیر مرتکب تخلف شده است» بهتنهایی برای اثبات مسئولیت کافی نیست و باید رفتار مشخص مورد ادعا تعیین شود.
اثبات ورود خسارت
پس از اثبات تخلف، باید مشخص شود که خسارت واقعی و قابل مطالبهای ایجاد شده است.
خسارت ممکن است حسب مورد شامل کاهش دارایی شرکت، از بین رفتن یک منفعت قابل مطالبه، تحمیل هزینه غیرضروری یا زیان مالی دیگری باشد که شرایط قانونی مطالبه آن وجود داشته باشد.
در این مرحله، میزان خسارت نیز اهمیت دارد و ممکن است برای تعیین آن نیاز به بررسی اسناد مالی یا ارجاع موضوع به کارشناسی وجود داشته باشد.
رابطه سببیت میان تخلف مدیر و خسارت
یکی از مهمترین ارکان دعوای مسئولیت مدیران، اثبات رابطه سببیت است.
صرف اینکه هم تخلف مدیر وجود داشته باشد و هم شرکت دچار خسارت شده باشد، الزاماً به معنای آن نیست که خسارت ناشی از رفتار مدیر بوده است.
برای مثال، ممکن است مدیر تصمیمی اتخاذ کرده باشد که بعداً شرکت متحمل زیان شده است، اما زیان ایجادشده در واقع ناشی از عوامل اقتصادی، تغییر شرایط بازار، اقدام شخص ثالث یا عوامل دیگری باشد.
در چنین شرایطی باید بررسی شود که آیا خسارت مورد ادعا نتیجه مستقیم و قابل انتساب رفتار مدیر بوده است یا خیر.
نقش کارشناسی در تعیین خسارت
در بسیاری از دعاوی مسئولیت مدیران، تعیین میزان واقعی خسارت بدون بررسی تخصصی اسناد مالی و حسابداری دشوار است.
دادگاه میتواند با توجه به موضوع پرونده و ضرورت امر، موضوع را برای بررسی تخصصی به کارشناس ارجاع دهد. کارشناس میتواند با بررسی اسناد حسابداری، قراردادها، صورتهای مالی، گردش حسابها و سایر مدارک مرتبط، میزان خسارت و آثار مالی اقدام مورد اعتراض را بررسی کند.
البته تشخیص نهایی مسئولیت مدیر و صدور حکم بر عهده دادگاه است و نظریه کارشناسی بهتنهایی جایگزین تشخیص قضایی نخواهد بود.
-
آیا هر تصمیم اشتباه مدیر موجب مسئولیت میشود؟
خیر،فعالیت تجاری ذاتاً با ریسک همراه است و ممکن است تصمیمی که مدیر با رعایت مقررات و در چارچوب اختیارات خود اتخاذ کرده، در نهایت نتیجه اقتصادی مطلوبی نداشته باشد.
بنابراین، صرف ناموفق بودن یک تصمیم تجاری نباید بهطور خودکار به معنای تخلف مدیر تلقی شود.
برای ایجاد مسئولیت باید شرایط قانونی آن، از جمله تخلف یا تقصیر، ورود خسارت و رابطه قابل انتساب میان رفتار مدیر و خسارت، با توجه به نوع دعوا احراز شود.
اهمیت اثبات رابطه سببیت در دادگاه
در عمل، یکی از دشوارترین قسمتهای دعوای مسئولیت مدیران، اثبات این موضوع است که خسارت مورد ادعا دقیقاً در نتیجه اقدام یا ترک فعل مدیر ایجاد شده است.
به همین دلیل، خواهان باید هنگام تنظیم دادخواست، علاوه بر بیان تخلف، مسیر ایجاد خسارت را نیز بهصورت روشن توضیح دهد.
برای نمونه، باید مشخص شود:
- اقدام مدیر چه بوده است؟
- این اقدام چه اثری بر دارایی یا حقوق شرکت گذاشته است؟
- خسارت دقیقاً چه زمانی و به چه میزان ایجاد شده است؟
- چه عواملی میان اقدام مدیر و خسارت وجود داشتهاند؟
- و چرا میتوان خسارت را به رفتار مدیر منتسب کرد؟
پاسخ روشن به این پرسشها میتواند در اثبات دعوا اهمیت زیادی داشته باشد.
مبنای قانونی مسئولیت مدنی مدیران شرکت سهامی
مسئولیت مدیران شرکتهای سهامی یکی از مهمترین موضوعات حقوق شرکتهاست؛ زیرا مدیران در جریان اداره امور شرکت، اختیار تصمیمگیری و انجام اقدامات مختلفی را دارند که ممکن است آثار مالی و حقوقی قابلتوجهی برای شرکت، سهامداران و حتی اشخاص ثالث ایجاد کند. به همین دلیل، قانونگذار برای جلوگیری از سوءاستفاده از اختیارات مدیریتی و حمایت از حقوق ذینفعان شرکت، برای مدیرانی که برخلاف قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی عمل کرده و از این طریق موجب ورود خسارت شوند، مسئولیت در نظر گرفته است.
مبنای اصلی مسئولیت مدنی مدیران شرکت سهامی در ماده ۱۴۲ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت پیشبینی شده است. مطابق این مقرره، مدیران و مدیرعامل شرکت در برابر شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه شرکت یا مصوبات مجمع عمومی، حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول خواهند بود.
بنابراین، صرف اینکه شخصی مدیر یا مدیرعامل شرکت باشد، بهتنهایی موجب مسئولیت مدنی او نمیشود؛ بلکه باید مشخص شود که مدیر در انجام وظایف خود مرتکب تخلف شده و این تخلف به ورود خسارت منجر شده است.
شرایط تحقق مسئولیت مدنی مدیران
برای مطالبه خسارت از مدیر شرکت سهامی، معمولاً باید مجموعهای از شرایط قانونی و اثباتی وجود داشته باشد. مهمترین این شرایط عبارتاند از:
1.وجود سمت مدیریتی
ابتدا باید مشخص باشد شخص موردنظر در زمان وقوع اقدام زیانبار، دارای سمت مدیریتی یا مدیریت عاملی شرکت بوده است. بنابراین، وضعیت سمت شخص در زمان وقوع تخلف اهمیت اساسی دارد.
2.وقوع تخلف
دومین رکن، ارتکاب تخلف از سوی مدیر است. این تخلف ممکن است ناشی از نقض قانون، اساسنامه شرکت یا تصمیمات و مصوبات مجمع عمومی باشد.
برای مثال، اگر مدیر برخلاف محدودیتهای مقرر در اساسنامه اقدام کند، بدون رعایت تشریفات قانونی معاملهای را انجام دهد یا تصمیمی برخلاف مصوبات مجمع عمومی اتخاذ کند، در صورت تحقق سایر شرایط مسئولیت، امکان مطالبه خسارت وجود خواهد داشت.
3.ورود خسارت
صرف اثبات تخلف مدیر کافی نیست. خواهان باید بتواند ورود خسارت را نیز اثبات کند. خسارت ممکن است به صورت کاهش دارایی، از بین رفتن منافع قابل مطالبه، تحمیل هزینههای غیرمتعارف یا سایر زیانهای قابل اثبات ظاهر شود.
4. وجود رابطه میان تخلف و خسارت
همچنین باید مشخص شود خسارت ایجادشده نتیجه رفتار یا تصمیم مدیر بوده است. به عبارت دیگر، نمیتوان هر خسارتی را صرفاً به دلیل مدیر بودن شخص به او منتسب کرد؛ بلکه انتساب خسارت به عمل یا ترک فعل مدیر باید قابلیت اثبات داشته باشد.
تخلف مدیر از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی
یکی از نکات مهم در مسئولیت مدنی مدیران این است که قانونگذار دامنه تخلف را تنها به نقض صریح قوانین محدود نکرده است. مدیر ممکن است علاوه بر مقررات قانونی، از مفاد اساسنامه شرکت یا تصمیمات معتبر مجمع عمومی نیز تخلف کند.
اساسنامه شرکت در واقع چارچوب داخلی اداره شرکت را مشخص میکند و مدیران مکلفاند در محدوده اختیارات و وظایفی که قانون و اساسنامه برای آنان تعیین کرده است اقدام کنند.
برای نمونه، چنانچه اساسنامه انجام یک اقدام مشخص را منوط به تصویب مجمع عمومی یا رعایت تشریفات خاصی کرده باشد، مدیر نمیتواند با نادیده گرفتن این محدودیت، شخصاً اقدام کند و سپس صرفاً به سمت مدیریتی خود استناد نماید.
البته در هر پرونده باید حدود اختیارات مدیر، مفاد اساسنامه، تصمیمات مجامع و شرایط انجام اقدام مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا تشخیص مسئولیت مدیر وابسته به اوضاع و احوال همان مورد است.
مسئولیت مدیران در صورت ورود خسارت به شرکت
در بسیاری از موارد، نخستین شخصی که از عملکرد نادرست مدیر متضرر میشود، خود شرکت است. برای مثال، ممکن است مدیر با یک تصمیم غیرقانونی موجب کاهش دارایی شرکت، انعقاد قرارداد زیانبار یا تحمیل هزینهای غیرضروری شود.
در چنین شرایطی، چنانچه ارکان مسئولیت مدنی وجود داشته باشد، امکان مطالبه خسارت از مدیر یا مدیران مسئول مطرح میشود.
نکته مهم آن است که دارایی شرکت از دارایی شخصی مدیر مستقل است و اصل استقلال شخصیت حقوقی شرکت اقتضا میکند که مسئولیت مدیر به صورت خودکار و بدون اثبات شرایط قانونی ایجاد نشود. بنابراین، برای انتساب خسارت به مدیر باید رفتار قابل انتساب، تخلف، خسارت و رابطه میان آنها بررسی و اثبات شود.
مسئولیت مشترک چند مدیر
گاهی خسارت ناشی از تصمیم یا اقدام یک مدیر به تنهایی نیست و چند نفر از مدیران در ایجاد وضعیت زیانبار نقش دارند. در چنین حالتی، موضوع مسئولیت مشترک مدیران مطرح میشود.
ماده ۱۴۲ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت نیز امکان مسئولیت مدیران و مدیرعامل را حسب مورد به صورت منفرد یا مشترک مورد توجه قرار داده است.
بنابراین، در پروندههایی که تصمیم زیانبار حاصل عملکرد چند مدیر بوده است، دادگاه باید نقش هر یک از اشخاص، میزان دخالت آنان، حدود اختیارات و ارتباط اقداماتشان با خسارت ایجادشده را بررسی کند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که صرف عضویت در هیئتمدیره لزوماً به معنای مسئولیت شخص برای تمام اقدامات شرکت نیست؛ بلکه باید مسئولیت هر مدیر با توجه به وظایف، اختیارات و رفتار وی در موضوع مورد اختلاف بررسی شود.
اهمیت ماده ۱۴۲ در دعاوی مسئولیت مدیران
ماده ۱۴۲ را میتوان یکی از مهمترین مبانی قانونی برای طرح دعوای مسئولیت مدنی علیه مدیران شرکت سهامی دانست. این ماده، امکان مسئولیت مدیران و مدیرعامل را در برابر شرکت و اشخاص ثالث، در صورت تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی و تحقق شرایط مسئولیت، مورد شناسایی قرار داده است.
از این رو، در هنگام تنظیم دادخواست مسئولیت مدیر، صرف اشاره کلی به «سوءمدیریت» کافی نیست. خواهان باید تا حد امکان مشخص کند:
- مدیر دقیقاً چه اقدامی انجام داده یا از انجام چه تکلیفی خودداری کرده است؛
- اقدام یا ترک فعل مذکور با کدام مقرره قانونی، اساسنامه یا مصوبه مجمع عمومی مغایرت داشته است؛
- چه خسارتی به وجود آمده است؛
- خسارت وارده چه ارتباطی با رفتار مدیر دارد؛
- و بر اساس چه اسناد و مدارکی میتوان این موضوعات را اثبات کرد.
به همین دلیل، دعوای مسئولیت مدیران از جمله دعاویای است که تنظیم دقیق خواسته، بیان روشن تخلف و ارائه دلایل کافی در آن اهمیت زیادی دارد.
تفاوت مسئولیت مدیریتی با صرف تصمیم تجاری
یکی از نکات مهم در بررسی مسئولیت مدیران این است که هر تصمیم تجاری ناموفق الزاماً تخلف محسوب نمیشود. مدیران شرکت در جریان فعالیت تجاری ناگزیر از اتخاذ تصمیمهایی هستند که ممکن است با ریسک اقتصادی همراه باشد.
بنابراین، صرف اینکه یک تصمیم تجاری در نهایت موجب سود نشدن شرکت یا حتی زیان اقتصادی شده است، لزوماً به معنای تحقق مسئولیت مدنی مدیر نیست.
آنچه اهمیت دارد، بررسی این موضوع است که آیا مدیر در زمان اتخاذ تصمیم، در چارچوب اختیارات قانونی و اساسنامهای خود عمل کرده یا خیر و آیا تخلف قابل انتسابی که موجب ورود خسارت شده وجود داشته است یا خیر.
به همین جهت، در دعاوی مسئولیت مدیران باید میان «شکست یا زیان تجاری» و «تخلف مدیریتی موجب خسارت» تفکیک قائل شد.
این تفکیک از طرح دعاوی بیمبنای مسئولیت علیه مدیران جلوگیری میکند و در عین حال، مانع آن میشود که مدیر متخلف صرفاً با استناد به ماهیت تجاری فعالیت شرکت از مسئولیت قانونی خود فرار کند.
نحوه طرح دعوای مسئولیت علیه مدیران
برای طرح دعوای مسئولیت علیه مدیران، نخست باید مشخص شود که تخلف مورد ادعا توسط کدام شخص و در چه دورهای از مدیریت انجام شده است. پس از آن، خواهان باید نوع خسارت و مبنای قانونی مطالبه خود را مشخص کند.
در مرحله تنظیم دادخواست، بهتر است به جای بیان کلی عباراتی مانند «سوءمدیریت» یا «اقدامات زیانبار»، رفتار مشخص مدیر توضیح داده شود؛ برای مثال مشخص شود که مدیر چه تصمیمی گرفته، چه تکلیفی را رعایت نکرده یا برخلاف کدام مقرره قانونی، اساسنامه یا مصوبه معتبر شرکت اقدام کرده است.
در ادامه باید میزان و نوع خسارت مورد مطالبه نیز تا حد امکان مشخص شود. اگر تعیین میزان خسارت نیازمند بررسی تخصصی باشد، میتوان حسب مورد از ظرفیت کارشناسی برای تعیین میزان زیان استفاده کرد.
همچنین باید مشخص شود که دعوا از سوی چه شخصی مطرح میشود. در صورتی که خسارت مستقیماً به شرکت وارد شده باشد، موضوع با حالتی که خسارت مستقلاً به سهامدار یا شخص ثالث وارد شده متفاوت خواهد بود.
بنابراین پیش از ثبت دادخواست، این موارد باید بررسی شود:
- مدیر یا مدیران مسئول شناسایی شوند.
- اقدام یا ترک فعل مورد اعتراض مشخص شود.
- مبنای قانونی مسئولیت تعیین شود.
- خسارت و میزان آن مشخص یا قابل تعیین باشد.
- رابطه میان رفتار مدیر و خسارت قابل اثبات باشد.
- اسناد و مدارک مربوط به دعوا جمعآوری شود.
- خواسته و طرفهای صحیح دعوا در دادخواست تعیین شوند.
دقت در این مرحله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اشتباه در تعیین طرف دعوا، خواسته یا مبنای مسئولیت میتواند روند رسیدگی را با مشکل مواجه کند.
مدارک و ادله لازم برای اثبات مسئولیت مدیران
موفقیت در دعوای مسئولیت مدیران تا حد زیادی به مدارکی بستگی دارد که بتواند تخلف، خسارت و ارتباط میان این دو را اثبات کند.
مهمترین مدارکی که ممکن است با توجه به موضوع پرونده مورد استفاده قرار گیرد عبارتاند از:
- اساسنامه شرکت
اساسنامه میتواند حدود اختیارات مدیران و نحوه اداره شرکت را مشخص کند و در تشخیص اینکه اقدام مدیر در محدوده اختیارات او بوده یا خیر، اهمیت داشته باشد.
- صورتجلسات هیئت مدیره و مجامع عمومی
این اسناد میتوانند نحوه تصویب تصمیمات، نظر اعضای هیئتمدیره، حدود اختیارات و تصمیمات اتخاذشده توسط ارکان شرکت را مشخص کنند.
- قراردادها و اسناد مالی
قراردادهای شرکت، فاکتورها، اسناد پرداخت، اسناد حسابداری و سایر مدارک مالی میتوانند برای اثبات اقدام مدیر و میزان خسارت مورد استفاده قرار گیرند.
- مکاتبات و پیام های رسمی
نامههای اداری، ایمیلها، اظهارنامهها و مکاتبات مرتبط با موضوع میتوانند در اثبات اطلاع مدیر از موضوع، نحوه تصمیمگیری یا اقدامات انجامشده مؤثر باشند.
- گزارش کارشناسی
در پروندههایی که تعیین میزان خسارت یا بررسی امور تخصصی نیازمند دانش فنی باشد، کارشناسی میتواند برای ارزیابی خسارت و بررسی آثار مالی اقدامات مدیر مورد استفاده قرار گیرد.
- اسناد حسابداری و گزارش های مالی
ترازنامه، صورتهای مالی، گزارش حسابرس و سایر اسناد مالی شرکت ممکن است در اثبات کاهش دارایی یا ورود زیان به شرکت نقش داشته باشند.
- شهادت و سایر ادله قانونی
با توجه به موضوع دعوا و شرایط پرونده، سایر ادلهای که قانون برای اثبات ادعا به رسمیت شناخته است نیز ممکن است قابل استفاده باشد.
در نهایت، هیچ مدرکی بهصورت جداگانه لزوماً مسئولیت مدیر را اثبات نمیکند؛ بلکه مجموعه مدارک باید تصویری روشن از رفتار مدیر، تخلف، خسارت و ارتباط میان آنها ارائه دهد.
سوالات متداول
-
آیا هر اشتباه مدیر باعث مسئولیت او میشود؟
خیر. صرف اشتباه یا ناموفق بودن یک تصمیم تجاری، بهتنهایی برای مسئول شناختن مدیر کافی نیست. باید شرایط قانونی مسئولیت، از جمله وجود تخلف قابل انتساب و خسارت ناشی از آن، بررسی و اثبات شود.
-
آیا مدیر سابق شرکت نیز میتواند مسئول شناخته شود؟
بله، اگر اقدام یا تخلف مورد ادعا در دوره مدیریت او اتفاق افتاده باشد و سایر شرایط قانونی مسئولیت نیز وجود داشته باشد، پایان یافتن سمت مدیریتی بهخودیخود مسئولیت ناشی از اقدامات گذشته را از بین نمیبرد.
-
آیا مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره همیشه به یک اندازه مسئول هستند؟
خیر. مسئولیت هر شخص باید با توجه به سمت، وظایف، اختیارات، نقش او در تصمیم مورد اختلاف و میزان ارتباط رفتار وی با خسارت بررسی شود.
-
آیا سهامدار میتواند شخصاً خسارت واردشده به شرکت را از مدیر مطالبه کند؟
صرف سهامدار بودن، لزوماً به معنای امکان مطالبه خسارتی که مستقیماً به شرکت وارد شده نیست. ابتدا باید مشخص شود زیان متعلق به شرکت است یا مستقیماً به شخص سهامدار وارد شده و بر اساس آن، حق طرح دعوا تعیین شود.
-
آیا وجود صورتجلسه هیئتمدیره میتواند مسئولیت مدیر را اثبات کند؟
صورتجلسه میتواند یکی از ادله مهم پرونده باشد، اما بهتنهایی تعیینکننده نیست. محتوای تصمیم، نحوه رأیگیری، حدود اختیارات و سایر مدارک باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
-
آیا میتوان میزان خسارت را به کارشناس سپرد؟
در مواردی که تعیین میزان خسارت نیازمند بررسی تخصصی باشد، دادگاه میتواند حسب شرایط پرونده از نظر کارشناسی استفاده کند. البته تشخیص اصل مسئولیت و مسائل حقوقی پرونده صرفاً با کارشناس نیست و در صلاحیت مرجع قضایی قرار دارد.
-
اگر مدیر ادعا کند تصمیم او برای حفظ منافع شرکت بوده، آیا مسئولیت منتفی میشود؟
صرف چنین ادعایی کافی نیست. باید بررسی شود تصمیم مدیر در چارچوب اختیارات قانونی و اساسنامهای اتخاذ شده و آیا با وجود رعایت این الزامات، تخلف و خسارتی قابل انتساب به او وجود داشته است یا خیر.
-
برای طرح دعوای مسئولیت مدیران، اولین اقدام چیست؟
ابتدا باید اسناد شرکت و تصمیم یا اقدام مورد اعتراض بررسی شود و مشخص گردد چه شخصی، چه تخلفی انجام داده و چه خسارتی ایجاد شده است. پس از مشخص شدن این موارد، میتوان درباره نوع دعوا، خواسته و مدارک لازم تصمیمگیری کرد.
معرفی وکیل سلمان احدی؛ وکیل دعاوی شرکتها و مسئولیت مدیران
در دعاوی مربوط به شرکتها، تشخیص مسئولیت مدیران و تعیین شخص مسئول، نیازمند بررسی دقیق اسناد و مدارک شرکت، اساسنامه، صورتجلسات مجامع عمومی و هیئتمدیره، قراردادها و سایر مستندات مرتبط است. به همین دلیل، دریافت مشاوره حقوقی از وکیلی که با دعاوی حقوقی، تجاری و شرکتی آشنایی داشته باشد، میتواند در انتخاب مسیر صحیح قانونی و جلوگیری از طرح دعوای نادرست مؤثر باشد.
سلمان احدی، وکیل پایه یک دادگستری تهران، در زمینه دعاوی حقوقی، ملکی، کیفری و همچنین موضوعات مرتبط با امور شرکتها و دعاوی تجاری فعالیت دارد.
در پروندههایی که موضوع آن مسئولیت مدیران شرکت، مطالبه خسارت از مدیر یا مدیرعامل، اختلافات میان سهامداران، دعاوی مربوط به شرکتهای تجاری و سایر اختلافات حقوقی و تجاری است، بررسی دقیق وضعیت پرونده و اسناد موجود پیش از اقدام قضایی اهمیت زیادی دارد.
گروه حقوقی سلمان احدی با هدف ارائه خدمات تخصصی حقوقی، امکان بررسی پرونده، ارائه مشاوره و پیگیری دعاوی را برای متقاضیان فراهم میکند.
راههای ارتباط با سلمان احدی
📍 آدرس دفتر: تهران، شهرک غرب، بلوار دادمان، خیابان سپهر، خیابان کوثر، پلاک ۷، طبقه ۶، واحد ۲۳
📞 شماره تماس: 09120466204
اگر در زمینه مسئولیت مدنی مدیران شرکت، اختلافات سهامداران، دعاوی شرکتی یا مطالبه خسارت از مدیران با مشکل حقوقی مواجه هستید، پیش از طرح دعوا بهتر است مدارک و شرایط پرونده توسط وکیل بررسی شود تا مناسبترین اقدام حقوقی با توجه به وضعیت پرونده مشخص شود.


